محسن رضایی ناظمی
برگشتم خونه خوشحال به بابام میگم: بابا کار پیدا کردم. میگه: کجا پسرم؟ میگم: موزه ی ملی! میگه: به عنوان کارمند؟ میگم: پـَـــ نــه پـَـــ به عنوان قالیچه ی دوران اسکندر مقدونی










