یافتن پست: #کش

♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/1 - 14:56
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/1 - 13:09
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


ﻳﺎﺩﺗﻪ ﺍﻭﻥ ﺩﻓﻌﻪ ﺍﻭﻣﺪﻱ ﺩﺳﺘﻤﻮ ﮔﺮﻓﺘﻲ ﺑﺮﺩﻱ ﻳﻪ ﺟﺎﻱ ﺧﻠﻮﺕ ! ﺗﻨﺪﻱ ﺷﻠﻮﺍﺭﺕ ﺭﻭ ﮐﺸﻴﺪﻱ ﭘﺎﻳﻴﻦ !! ﻣﻨﻢ ﻫﺮ ﭼﻲ ﺁﺏ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺭﻳﺨﺘﻢ ﻻﻱ ﭘﺎﺕ !  ﺑﺮﮔﻲ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻳﮏ ﺁﻓﺘﺎﺑﻪ {-33-}


دیدگاه  •   •   •  1392/08/30 - 23:48
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


ﭘﺸﺖ ﻣﺎﺷﯿﻨﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ : ﺗﺎ " ﺍﻣﯿﺪ " ﻫﺴﺖ " ﺁﺭﺯﻭ " ﭼﺮﺍ؟ ... ﻧﮕﺎ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﭘﻼﮐﺶ ﻗﺰﻭﯾﻨﻪ :| {-33-}


دیدگاه  •   •   •  1392/08/30 - 23:45
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

اگه یه روزی من مردم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خدا نکنه! نیگا چه پیگیرم هست!!!
مرده شور ریختتو ببرن.خجالتم نمیکشه!
حلوا نخورده ای؟ آخه حلوای من خوردن داره؟
ببین واسه کیا پست میذارم..؟!!!!

دیدگاه  •   •   •  1392/08/30 - 16:53
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/30 - 15:50
+3
Sajad Ghorbani
Sajad Ghorbani
بعضی از درس هایی که توی خانواده یاد گرفتیم: بهداشت: اگه می‌خواید همدیگه رو بکشید برید بیرون؛ الان اینجا رو تمیز کردم! منطق: به خاطر اینکه من میگم! آینده نگری: اگه از تاب بیفتی، محاله ببرمت خرید! آداب اجتماعی: وقت غذا، دهنت رو ببند! اصلاح رفتار: مثل بچه آدم رفتار کن! انتظار: بذار برسیم خونه ....! کنایه: گریه می کنی؟ الان یه کاری می کنم واقعا اشکت در بیاد! ژنتیک: یه اخلاق خوب داری؛اونم به من رفته! دانش و خرد: وقتی به سن من برسی، می‌فهمی! عدالت: امیدوارم یه بچه گیرت بیاد عینِ خودت...گُـــه!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/30 - 14:07
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/30 - 13:05
+4
محمد
محمد

مورد داشتیم با کناری ما کنار نمی اومده، میخواست کنار بکشه ولی الان با کناریمون ریختن رو هم واسه تخریب ما...
دیدگاه  •   •   •  1392/08/30 - 12:46
+3
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
دیروز تو تاکسی؛؛؛الکی یهو تو چشم بغل دستیم عین بز؛زل زدم؛؛و بعدش بی مقدمه ازش پرسیدم:شما بودید؟؟

طرف که گیج شده بود؛پرسید؟؟چی رو من بودم؟؟؟

منم گفتم:هیچی؛؛؛؛؛؛؛

بعدش دماغم رو گرفتم؛؛یعنی طرف روم به دیفال!

طرف:@@@@@@@@

و هی چپ چپ نگاه من میکرد یهو منفجر شد و با صدای بلند به راننده تاکسی گفت: آقا شما بویی حس میکنید؟

راننده هم یه دو تا بو کشید؛؛؛و بی هیچ حرفی؛؛پنجره ی طرف خودشو کشید پایین!

و من از اینکه خدا منو اینقدر روانی آفریده؛؛ازش کلی تشکر کردمممممم!!!

هههههههههخخخخخ=))
آخرین ویرایش توسط AsiyE در [1392/08/30 - 11:19]
دیدگاه  •   •   •  1392/08/30 - 11:16
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ