یافتن پست: #کش

Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
@arash-tavanaei واقعا کی قدر زحماتی که میکشیو میدونه؟

هممون میایم اینجا از سایت لذت میبریم ، اما هیچ کدوممون نمیدونیم که ذره به ذره این سایت با دستای آرش نوشته شده

واقعا شبانه روز وقت میزاره به این سختی این امکانات رو برای سایت فراهم میکنه فقط واسه خاطر بچه های بیاتویونی ...

بزن لایکو به افتخار مدیر بیاتویونی " آرش توانایی "
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 16:17
+13
-1
saman
saman
در CARLO
من هیچوقت نفهمیدم چرا آدما زیرِ پتو احساس امنیت میکنن...

حالا گیریم یه قاتل اومد توی اتاق خواب بعد حتما ً میگه :

الان اومدم بکشمِت... اَه لعنتی پتو داره نمیشه!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 12:42
+6
saman
saman
در CARLO
یادتونه بچه که بودیم تا توى یه جمعى میرفتیم حوصله نداشتیم،خجالت میکشیدیم
بابا مامانمون میگفتن:سلام کردى به عمو؟
ما هم مثل خر تو گل میموندیم!
یهو طرف به دروغ میگفت: بعععععله،سلامم کرد پسر گل!!!!

عاشق این ادما بودم،دمشون گرم.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 10:55
+4
مهسا
مهسا
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 03:29
+5
مهسا
مهسا
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 03:26
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
سحرگاهان که شبنم آیتی از پاک بودن را به گلها هدیه می بخشد

به آن محراب پاکش آرزو کردم برایت :

خوب دیدن ....

خوب بودن .....

خوب ماندن را ..........
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 23:29
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
فراموش کرده ام

پیراهن کبود پر از عطر خوش را

برداشتم که باز بپوشم پی بهار

دیدم ستاره های نگاهت هنوز هم

در آسمان آبی آن مانده یادگار

آمد به یاد من که ز غوغای زندگی

حتی تو را چو خنده فراموش کرده ام

آن شعله های سرکش سوزان عشق را

در سینه گداخته خاموش کرده ام
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 23:22
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
از خود رمیده

چو گل ز دست تو جیب دریده ای دارم

چو لاله دامن در خون کشیده ای دارم

به حفظ جان بلا دیده سعی من بیجاست

که پاس خرمن آفت رسیده ای دارم

ز سرد مهری آن گل چو برگهای خزان

رخ شکسته و رنگ پریده ای دارم

نسیم عشق کجا بشکفد بهار مرا ؟

که همچو لاله دل داغدیده ای دارم

مرا زمردم نا اهل چشم مردمی است

امید میوه ز شاخ بریده ای دارم

کجاست عشق جگر سوز اضطراب انگیز ؟

کخ من به سینه دل آرمیده ای دارم

صفا و گرمی جانم از آن بود که چو شمع

شرار آهی و خوناب دیده ای دارم

مرا چگونه بود تاب آشنایی خلق ؟

که چون رهی دل از خود رمیده ای دارم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 23:00
+2
saman
saman
در CARLO
دﺧﺘﺮﻩ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘم, ﮔﻔﺖ ﺳﻼﻡ و ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩ.
ﺍﺱ ﺩﺍﺩ ﮔﻔﺖ :ﺑﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺷﻤﺎﺭﻣﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﻦ ﻟﻄﻔﺎ |:
۵ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ :ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩﯼ؟
۷ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ :الو؟
۹ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ :ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﻻﺗﻪ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺩﻡ ﺑﮑﺸﺘﺖ!!
۱۱ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ :ﮐﺜﺎﻓﻄططط :|
من :||
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 17:40
+6
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 13:17
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ