یافتن پست: #کم

♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
آخرین ویرایش توسط ramin-rtbm در [1392/08/7 - 21:58]
دیدگاه  •   •   •  1392/08/7 - 21:33
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خیلی سخته آدم مجبور باشه به حرف‌های کسی گوش بده که دلش می‌خواد با پشتِ دست محکم بکوبه تو دهنش:|:|
دیدگاه  •   •   •  1392/08/7 - 20:51
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/7 - 20:22
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/7 - 19:56
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دل هیچکس نمی سوزد به حال غمناکم
مگر سوزد همان شمعی که میسوزد سر خاکم
دیدگاه  •   •   •  1392/08/7 - 19:07
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دوستت داشتم …
زیاد …
کمش کردی …
کمترش کردی …
بی تفاوت شدم …
لااقل دیگر مرا به نفرت نرسان …
دیدگاه  •   •   •  1392/08/7 - 19:05
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
او رفت و انتظارش باقیست
پشت قدمش عبور اشکم جاریست
ای کاش بداند که پس از او عمری
در خلوت من همیشه جایش خالیست
@aram
@NEGAR1992
دیدگاه  •   •   •  1392/08/7 - 18:07
+2
saman
saman
به سلامتی اون دختری که وقتی یه کمری براش بوق زد تو دلش گفت: هه! فکر کردی بنز عقبیو ندیدم؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/08/7 - 17:24
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺑﺤﺜﻢ ﺷﺪ ﮐﻪ ﮐﯽ ﻧﺘﺮﺱ ﺗﺮﻩ ... ﺷﺐ ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﻭﻣﺪ ﺧﻮﻧﻪ ... ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺣﯿﺎﻁ ﮐﻤﯿﻦ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺗﺮﺳﻮﻧﺪﻣﺶ ... 3 ﻣﺘﺮ ﭘﺮﯾﺪ ﻫﻮﺍ ... ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻫﻢ ﻫﻤﻮﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺗﻼﻓﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ ... . . . . . ﺷﺐ ﺳﺎﻋﺖ 1 ﺭﻓﺘﻢ ﺣﻤﻮﻡ ... ﺑﻌﺪ 1 ﺳﺎﻋﺖ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ ... ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺣﻤﻮﻡ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩﻩ ... ﻃﻔﻠﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺎﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﻨﻮ ﺑﺘﺮﺳﻮﻧﻪ ﺑﻴﺪﺍﺭﺵ ﻛﺮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ : ﭘﺎﺷﻮ ﺣﺎﺟﻲ ﺧﻌﻠﻲ ﺗﺮﺳﻴﺪﻡ ... {-20-}
دیدگاه  •   •   •  1392/08/7 - 12:26
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
طرف با اسم مهسا جووون اومده تو یه فروم، میگه: من مشکل کامپیوتری دارم میشه کمکم کنید؟40، 30 نفر راهنماییش کردن کلی هم لایک گرفت! مشکلش که حل شد گفت: بچه ها ... دمتون گرم! اسمِ من عباسه، نوکرم که مشکلمو حل کردین. اول با اسم خودم اومدم، هیشکی جوابمو نداد.
دیدگاه  •   •   •  1392/08/6 - 19:51
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ