یافتن پست: #گل

Ashkan ZEON
Ashkan ZEON
آخرین ویرایش توسط Ashkan_ZEON در [1392/02/24 - 19:37]
7 دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 19:32
+4
binam
binam
@NEGAR1992

نگار تازه خیزه من
کجایی آی کجایی
به چشمام سرمه ریزه من
کجایی آی کجایی
نفس بر سینه ی عاشق
رسیده آی رسیده
دم مردن عزیز من
کجایی آی کجایی
{-35-}{-35-}{-41-}
{-49-}


محسن میگه ها !!!!{-7-}
آخرین ویرایش توسط onlyalone در [1392/02/24 - 18:24]
4 دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 18:24
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
مردانی را میشناسم که هنگام عصبانیت
داد نمیزنند
ناسزا نمیگویند
نمیزنند
نمیشکنند
...تهمت نمیزنند
کبود نمیکنند
خراب نمیکنند
تنها سیگاری روشن میکنند و در آن میسوزانند تمام خشم خودرا
تا مبادا به کسانی که دوستش میدارند از گل کمتر گفته باشند
{البته من سیگاری نیستم}{-32-}
دیدگاه  •   •   •  1392/02/21 - 22:42
+2
mah3a
mah3a
زد بازی - تهران مال منِ -شعر آهنگ

ورس ۱ (مهراد هیدن)

زاخار تور بینمون که نیست/ وقتی‌ مس توپه تنیس

میپپریم از پاریس ونیک/ خرج اضافه می‌شه یه ریز

ولی‌ ما بچه شمرونیم/ آخرشم تهرونیم

یه چند ماه اینجا معهمون، تورو رات نمیدان حیوونی

اون که حال نکرد پس واسطه بیرون/ واسه ایرون عربده از هنجرهامون تا خون بپاچ بیرون

با این که آبی‌ نیست ولی‌ کوسه داره توش/ گرسنه آرزوشون اینه بزنن یه گاز به گوشت

زاخار اینجا حله مشکلا تو رینگ/ نگو `تش بص اون مال خوشگلا تو فیلمِ

چون این بعضیا تو کتمون نمیر/ چیز خوب نداره بگه بگو خفه خون بگیر

چشم به آسمون، که پاسبونِ خکمون/ پنسمونِ زخمِ باز و بدن ما واسه اون

خوشه پروین کآخ نور که بالا سر تاجمون/ رم می‌کنیم پاا به جلو دنیا نوک اجمون

کروس

تو دیگه مال من،

نه زاخار نگو مس معنی‌ وقتی‌ اینجا نیستی‌ که ببینی‌

تو دیگه مال من

کوه کدوم طرف؟ بولوز پلاک تنته و جو میگیرتتو میگی‌

"تهران مال من تهران مال من،"

تهران مال من تهران مال من،

تهران مال من

زاخار نمیتونی‌ بیعی‌ از اون دور الکی‌ دستارو تکون نده..

ورس ۲ (جیجی)

وقتی‌ عطسه می‌کنیم تهران سرما میخر/ بعدم میره
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/18 - 22:28
+9
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
مکالمه دو پسر : پسر اول: چقدر خپل شدی مرتیکه … شبیه خرسای قطبی شدی الاغ…. کمتر بخور ، از صبح تا شب مثل گاو آت و آشغال میخوری معلومه انقدر دایره میشی دیگه … پسر دوم : خفه شو عوضی. حرف تو زر مفت هم نیست ( محکم تر شدن دوستی بین دو پسر و تموم شدن مکالمه با خنده )

مکالمه دو دختر : دختر اول: خوشگلم یه مقدار تپل شدی ولی بهت میاد عزیزم … دختر دوم: تو هم دماغت بعد عمل یه ذره زیادی کوچیک شده ولی بازم خوشگلی نانازم ( از فردای روز مکالمه هیچ رابطه ای بین دو دختر مشاهده نشده)
دیدگاه  •   •   •  1391/01/18 - 22:15
+6
mah3a
mah3a
ميگن تو روز قيامت گوگل هم به حرف مياد همه جست و جوها و عکسايي که سرچ کردي و کامنت هاي که با هدف خاصي گذاشتي و پروفايل پيکچر هايي که به چشم خواهري نگاه نکردي رو لو ميده.. خخخخخ :))
دیدگاه  •   •   •  1391/01/18 - 21:00
+6
عسل ایرانی
عسل ایرانی
یادمان باشد ... زندگی چون گل سرخ است پر از عطر... پر از خار... پر از برگِ لطیف... یادمان باشد اگر گل چیدیم عطر و برگ و گل و خار، همه همسایه ی دیوار به دیوارِ همند...!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/18 - 15:49
+6
poria
poria
کارنامه‌ام

پر از تقلب و گناه

خط خطی سیاه

هیچ وقت درسخوان نبوده‌ام ولی

در شب تولدت

مثل کاج

توی طاق نصرت محله کار کرده‌ام

شاخه‌های خشک داربست را

بهار کرده‌ام

*

راستی دو روز قبل

سرزده به خانه‌ی دل امید - همکلاسی‌ام - سر زدی

ولی چرا

به خانه‌ی حقیر قلب من نیامدی؟

رد شدم، قبول

ولی به من بگو

کی به من اجازه‌ی عبور می‌دهی؟

راستی اگر ببینمت

به من هر چه خواستم می‌دهی؟

کارنامه‌ی مرا

دست راستم می‌دهی؟

نا امید نیستم ولی به خاطر خدا

از کنار نمره‌های زیر ده عبور کن!

ای عصاره گل محمدی!

فصل امتحان سخت ما ظهور کن !
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/18 - 13:29
+4
امید
امید
یه روز یه ترک ه...
اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.

یه روز یه رشتیه...
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.

یه روز یه لره...
اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛
ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد.

یه روز یه قزوینه...
به نام علامه دهخدا ؛
از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بوده و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد.

یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و رشتی و لر و اصفهانی و...
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛

حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری شادیم !!!!
این از فرهنگ ایرونی به دوره
آخرین ویرایش توسط admin5 در [1391/01/18 - 12:48]
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/18 - 12:47
+2
mah3a
mah3a
تمامے مزرعه کافر صدایش مے زدند
گلِ آفتاب‌گردانِ کوچکے را که عاشق باران شده بود . . . !
دیدگاه  •   •   •  1391/01/18 - 12:31
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ