maryam
وفای اشک را نازم که در شبهای "تنهایی" ، گشاید بغض هایی را که پنهان در گلو دارم .
jalal
مرا کسی نساخت، خدا ساخت
نه آنچنان که “کسی می خواست”،
که من کسی نداشتم.
کسم خدا بود،کس بی کسان.
او بود که مرا ساخت، آنچنان که خودش خواست.
نه از من پرسید و نه از “من دیگر”م.
من یک گل بی صاحب بودم.
مرا از روح خود دمید.
و بر روی خاک و در زیر آفتاب،
تنها رهایم کرد.
“مرا به خودم وا گذاشت”
mehdi
فقط خوشگل ها نگاه کنن...........
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
این اعتماد به نفست منو کشته!!!
reza
مطمـئن باش که خداوند تو را عاشقانه دوست دارد ؛
چون در هر بهار برایت گل می فرستد و هرروز صبح آفتاب را به تو هدیه می کند.
به یاد داشته باش که پروردگار عالم با این که می تواند در هر جائی از دنیا باشد ، قلــب تو را انتخاب کرده و تنها اوست که هر وقت بخواهی چیزی بگوئی گوش می کند...
Danial
ايران،کرهجنوبي،ازبکستان،قطر و لبنان در يکگروه
تيم ملي فوتبال ايران پس از قرعهکشي مرحله دوم گروهي مقدماتي جام جهاني 2014 برزيل در گروه اول با تيمهاي کره، ازبکستان، قطر و لبنان همگروه شد.
قرعهکشی مرحله دوم گروهی مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل لحظاتی پیش در مقر کتفدراسیون فوتبال آسیا در کوالالامپور مالزی برگزار شد و تیم ملی فوتبال ایران در این مرحله در گروه اول با تیمهای کره جنوبی، ازبکستان، قطر و لبنان همگروه شد.
در گروه دوم رقابتهای نیز تیمهای ملی ژاپن، عمان، اردن، عراق و استرالیا با هم همگروه شدند.
مهدی مهدویکیا، هافبک سابق تیم ملی به نمایندگی از کشورمان قرعه حریفان تیم ملی را از گلدان خارج کرد، ضمن اینکه در این مراسم کارلوس کیروش، سرمربی پرتغالی تیم ملی فوتبال ایران نیز حضور داشت.
میا موتو ژاپنی نیز همگروههای ژاپن را از گلدان خارج کرد.
Danial
حکایت دادن شارژ به طرف... !!!
1000تومنی: مرسی عزیزم (تو دلش ای گدا)
2000: ای جانم...ممنون گلم دستت درد نکنه(تودلش:یادم باشه واسش بخرم دور برنداره)
5000: وای ممنون عشقم،خیلی میخوامت،بیا این بوس برای تو
10000 : الهی من فدات بشم تو همه زندگی منی ، بیا بغلم،کجایی بیا ببینمت دلم برات یه ذره شده.
.
.
20000: دیگه کسی اینقدرا هم خر نشده از اینا بخره!
سیاهه ای از آسمان
دوستان گلم من هم برم لالا
reza
زود قضاوت نكنيم
معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد: سارا ... دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟
معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره شد و داد زد:چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟!
فردا مادرت رو میاری مدرسه...
می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم! دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد...
بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت: خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن... اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه...
اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره كه من دفترهای داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ...
معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ... و كاسه اشك چشمش روی گونه خالی شد . . . .............................. .................................. زود قضاوت نكنيم