یافتن پست: #یخ

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/02/25 - 14:12
sahar
sahar
یارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت میرفته، افسره جلوشو میگیره، بهش میگه: شما گواهینامه دارین؟ یارو میگه نخیر! میگه: کارت ماشین چی؟ مرده میگه: دارم ولی مال خودم نیست، مال اون بدبختیه که جسدش تو صندوق عقبه! افسره کف میکنه، میره  سریع به مافوقش گذارش میده. خلاصه بعد از یک ربع سرهنگ مافوقش میاد، از مردمیپرسه: آقا شما گواهینامه و کارت ماشین ندارین؟! یارو میگه: چرا قربان، بفرمایین! دست میکنه از تو داشبرد گواهینامه و کارت ماشین رو درمیاره، میده خدمت سرهنگ.  سرهنگه میگه: می‌تونم صندوق عقب ماشینتونو بازرسی کنم؟ یارو میگه: خواهش میکنم، بفرمایید. سرهنگه میره در صندوق عقب  رو باز میکنه، میبینه اونجا هم خبری نیست.  برمیگرده به مرده مگه: ولی زیردست من گزارش داده که شما گواهینامه و کارت ماشین ندارین و یه جسد هم تو صندوق عقب ماشینتونه! یارو میگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون که مشاهده کردین. به خدا این افسره عقده‌ایه! دوست داره بیخودی به ملت گیر بده! لابد بعدشم گفته که من داشتم 180 تا سرعت می‌رفتم! {-18-}
دیدگاه  •   •   •  1393/02/25 - 01:15
+8
sahar
sahar
پسره تو خیابون به دختره میگه بخورمت دختره شاکی میشه پسره میگه ناراحت نشو میخواستم بعد از چند وقت یک گهی خورده باشم!!! {-11-}
دیدگاه  •   •   •  1393/02/25 - 01:09
+8
*elnaz* *
*elnaz* *

به سلامتی کسی که...

میدونه اعصـــاب نداری..!

میدونه حوصـــله نداری..!

میدونه بهونه میگیری بی دلیل..!

اما بازم میگه:
هنوزم مثل روز اول میخوامت...!!

تو یکی یه دونه منی

دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 01:42
+5
*elnaz* *
*elnaz* *
کشاورزی مشغول پاشیدن بذر بود،

مرد مغروری به او رسید و با تکبر گفت:

بکار بکار که هر چه بکاری، ما میخوریم.

کشاورز نگاهی به او انداخت و گفت :دارم یونجه میکارم!
دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 01:32
+5
*elnaz* *
*elnaz* *
میخواهم مدتی نباشم...

میخواهم مدتی ساکت باشم،

حرف نزنم

بروم یک گوشه دراز بکشم،

چشمانم را ببندم به روی این دنیا

و از زمین و آدم هایش دور شوم،

میخواهم سفری به رویاهایم داشته باشم،

مدتی آنجا بمانم تا دوباره به آرامش خیالی ام برسم،

از دورویی مردم خسته ام،

روحم یخ بسته است،

دیگر بوی مرگ را احساس میکنم....
دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 00:56
+5
maryam
maryam
میگویند:آخر خنده گریه است.
بهانه ای جور کن
بخندم...!
بغض بدی در گلو دارم.
2 دیدگاه  •   •   •  1393/02/23 - 21:53
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/02/23 - 19:43
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/02/23 - 19:11
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
2 دیدگاه  •   •   •  1393/02/23 - 19:06
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ