alireza
یه پسر 3روز خونه رفیقش بوده روز 4ام میره خرید برای رفیقش سر کوچه به یه دختر شماره میده وقتی میاد خونه متو میشه خواهر رفیقش بوده بعد میره تو اتاق رفیقش میبینه داره عرق میخوره میگه من سر کوچه به یه دختر شماره دادم الان فهمیدم خواهر تو رفیقش پیک مشروبو میخوره میگه بسلامتی رفیقی که 3 روز خونه ما بود اما هنوز خواهر منو نمیشناسه.
محمد
میلرزم:
.
.
سرد بود اب پاکی که روی دستانم ریختی!!!!!!!!!!
AmirAli
امروز میخوام یه خورده تو زندگیم تغییر ایجاد کنم…
.
.
.
بشینم رو تلویزیون و کاناپه رو تماشا کنم!!