یافتن پست: #M

mohammad
mohammad
سلام. من mohammad هستم، از اعضای جدید ... :)
1 دیدگاه  •   •   •  1392/02/15 - 21:51
+2
امیرحسین
امیرحسین
مردای بزرگ اِراده میکنند و مردای کوچک آرزو میکنند.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/18 - 23:03
+9
عسل ایرانی
عسل ایرانی
یه وقتایی بود وقتی خودتو میزدی به "کوچه علی چپ" تنها بودی ! الان که میری می بینی همه جمعن !!
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/18 - 22:44
+4
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
شما یادتون نمیاد، اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .. مامانمون هم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده، ذوق مرگ می شدیم
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/18 - 22:39
+8
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
تازه حکمت بازی های کودکانه را میفهمم!
زووووووو …
تمرین این روزهای نفس گیر بود …
4 دیدگاه  •   •   •  1391/01/18 - 22:07
+5
...::: M.E.H.D.I  :::...
...::: M.E.H.D.I :::...
ابلیـــــــــــــس بیا بشین پیک بریز ...
اینا همه بالان با یه پیکچه تیز ...
برو قیف بیا بزاریم دهن دافیا ...
تا شیشه رو خالی می کنم من تو هم لاف بیا.{-42-}
{-37-}به به{-37-}{-7-}
آخرین ویرایش توسط mehdi_kh2 در [1391/01/18 - 19:09]
3 دیدگاه  •   •   •  1391/01/18 - 19:08
+8
-1
mehran
mehran
سلام. من mehran هستم، از اعضای جدید ... :)
دیدگاه  •   •   •  1391/01/18 - 17:24
امید
امید
یه روز یه ترک ه...
اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.

یه روز یه رشتیه...
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.

یه روز یه لره...
اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛
ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد.

یه روز یه قزوینه...
به نام علامه دهخدا ؛
از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بوده و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد.

یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و رشتی و لر و اصفهانی و...
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛

حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری شادیم !!!!
این از فرهنگ ایرونی به دوره
آخرین ویرایش توسط admin5 در [1391/01/18 - 12:48]
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/18 - 12:47
+2
سحر
سحر
ما بچگیمون میخواستیم بریم حموم باید چشمامونو محکم می بستیم که کف نره تو چشمون زمان ما که این چیزا نبودمن از اینــــــــــــــــــــا میخواااااااااااااااااااااااااااااام
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/18 - 12:32
+15
behnam
behnam
سلام. من behnam هستم، از اعضای جدید ... :)
دیدگاه  •   •   •  1391/01/18 - 12:31

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ