یافتن پست: #M

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 21:38
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 21:37
+3
AmirAli
AmirAli
اگر ديدي جواني بر درختي تكيه كرده بدان امتحان دارد و هيچ كاري نكرده
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 21:24
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥




آهای مخاطب خاص
خیلی دلم می خواد لبامو بذارم رو لبات اما مامانم نمی ذاره، می گه نوشابه رو باید با نی بخوری!




دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 21:22
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 21:17
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 21:00
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 20:58
+3
محمد
محمد
بغض كرده بود. از بس گفته بودند: «بچه است؛ زخمي بشود آه و ناله مي‌كند و عمليات را لو مي‌دهد.»
شايد هم حق داشتند. نه اروند با كسي شوخي داشت، نه عراقي‌ها. اگر عمليات لو مي‌رفت، غواص‏‌ها - كه فقط يك چاقو داشتند - قتل عام مي‌شدند. فرمانده كه بغضش را ديد و اشتياقش را، موافقت كرد.
* * *
بغض كرده بود. توي گل و لاي كنار اروند، در ساحل فاو دراز كشيده بود. جفت پاهايش زودتر از خودش رفته بودند. يا كوسه برده بود يا خمپاره. دهانش را هم پر از گِل كرده بود كه عمليات را لو ندهد.
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 20:36
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 20:30
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 20:25
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ