AmirAli
مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم میریزند
و از آن غولی می سازند که نامش “تقدیر” است
AmirAli
بین این همه که جــــــان آدم را به لـــب می رسانند
نام عزرائــــــیل
بد در رفتــــــه است …!
AmirAli
از تنهایی بمیر ولی
زاپاس عشق کسی نشو ...
AmirAli
گفتی تا سیگاری دود کنی برگشتم !
زندگیم دود شد ، کجا ماندی ؟
AmirAli
ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺩﺍﺭﻡ
ﯾﮏ ﺩﻝ ﻏﻤﮕﯿﻦ
یه تن رنجور از زخم
یه ذهن خسته ﻭ ﻫﺰﺍﺭ ﺩﺭﺩ ﺑﯽ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﺑﺎ ﺗﻮ ﻗﺴﻤﺖ ﮐﻨﻢ ﯾﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﮑﺸﻢ ؟
AmirAli
سیگار کشیدنم را کلاس نامیدند ؛ نمی دانستند که من از کلاس زندگی مدتهاست اخراج شده ام !
AmirAli
می دونی چرا تشک رو قبل از دوختن حسابی با چوب می زنن؟
چون بعدا هرچی دید صداش در نیاد
AmirAli
در مرام ما اسیران عاشقی رسمی ندارد
دوستی را می پرستیم چون که پایانی ندارد