مدت هاست احساس می کنم که کر و لال شده ام ...!!
این روزها صدای احساساتم رو فقط ...؛
صفحه ی کیبوردم می شنود ..!!!
مخاطب شعرهای من ..
معشوقی ست که هنوز به دنیا نیامده ..
نه تویی که مدت هاست از دنیای من رفته ای ..!!!
شاعر از ،
کوچه ی مهتاب گذشت ؛
لیک شعری نسرود ؛
نه که معشوقه نداشت ،
نه که سرگشته نبود ؛
سال ها بود که دگر کوچه ی مهتاب ،
خیابان شده بود ..!!!
دلم باز کما را می خواهد..
از همانی که دکتر گفته بود:
.." متاسفم " ..
فقط براش دعا کنید ..!!!