یافتن پست: #M

nanaz
nanaz

نبودنت را غروب های زمستان


در قهوه خانه ی دوری سیگار می کشیدم


نبودنت دود می شد و می نشست روی بخار شیشه های قهوه خانه


بعد تکیه می دادم به صندلی چشم هایم را می بستم


و انگشتانم را دور استکان کمر باریک چای داغ حلقه می کردم


تا بیشتر از یادم بروی


نامرد اگر بودم نبودنت را تا حالا باید فراموش کرده باشم


مرد نیستم اما نامرد هم نیستم


زنم و نبودنت پیرهنم شده است

دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 12:30
+2
nanaz
nanaz

کاش بعضیا


اگه ول می کنن می رن


اگه تنهات می ذارن


نگن که دلیلشون واسه انجام بعضی کارا چی بوده


بذارن همونطور فک کنیم اون کارا رو از روی دوست داشتن


یا اینکه دوست داشتن کاری واسمون انجام بدن انجام دادن


بذارن یه باور خوب خوب ازشون داشته باشیم


یه باور به شیرینیه اولین قهوه


نه به تلخیه آخرین قهوه

دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 12:24
+2
saeed
saeed

خیلی سخته به خاطر کسی که دوستش داری


همه چیز رو از سر راهت خط بزنی


بعد بفهمی


خودت تو لیستی بودی


که اون به خاطر یکی دیگه خطت زده...


افسوس!


دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 12:05
saeed
saeed
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 12:03
saeed
saeed
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 11:50
+1
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 11:39
+8
be to che???!!
be to che???!!
آخرین ویرایش توسط asalam در [1392/07/1 - 11:38]
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 11:37
+7
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 11:34
+5
saeed
saeed

بعضی وقتا دوست داری عشقت کنارت باشه…


محکم بغلت کنه و بذاره که با تمام وجودت اشک بریزی


بعد آروم توو گوشِت بگه:


” دیوونه من که باهاتم”

دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 11:19
+2
saeed
saeed

حماقت چیست…؟


این که من ،تو را…


با تمام بدی هایی که در حقم میکنی…


هنوز…


دوست دارم!!

دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 11:18
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ