♥ نگار ♥
بعضی وقتا تو خیابون دیدید خانمه هم بچه بغلشه هم کیفش هم ساک بچه، اون وقت شوهرش عینه خاک انداز کنارش راه میره!
یعنی اگه من پسر بودم چنان حالی از این خاک اندازا میگرفتم که دیگه جنس مذکر و زیر سوال نبرن!!!!!والا جدی گفتم!
♥ نگار ♥
رفتم بانک به تحویلدار گفتم : میخوام یه حساب مشترک باز کنم !
میپرسه با کی ؟
گفتم : با یکی که خیلی پول داره …
گفت : خودتو مسخره کن !
اعصابا هم ضعیف شده ، ملت کارشونم درست انجام نمیدن !
♥ نگار ♥
خدا جون هر دری و خواستی ز حکمت ببندی قبلش یه آلارمی ، نوتیفیکیشنی ، چیزی بده
له نشیم یه وقت لایه در!!!!
♥ نگار ♥
تو جاده شمال تو این سرازیری های پیچ در پیچ،
مامانم میگه مگه شمال تو نقشه بالا نیست ؟ میگم چرا ؟!
میگه پس چرا ما همش سرازی میریم ؟
♥ نگار ♥
عاقا ما یه دایی داریم وقتی باهاش اسم فامیل بازی میکنیم
اگه مثلا اسمو نوشته باشه شیوا فامیلو مینویسه شیوایی ،
اگه حیوونو بنویسه شیر اشیا رو مینویسه شیر پلاستیکی !
یه بارم حیوون با ک رو نوشته بود کک
حالا دیگه خودتون کک پلاستیکی رو تصور کنین دیگه !
♥ نگار ♥
یه سری آدما هستن که وسط امتحان بهت میگن فلان سوال رو برسون،
تو هم با هزار مشقت جواب اون سوال رو بهش میرسونی
بعده اینکه جواب سوال رو مینویسه بهت میگه مطمئنی درسته؟
ای کاش مجازات قتل اعدام نبود !
اون موقع بهش نشون میدادم جواب سواله درسته یا نه !
♥ نگار ♥
به یارو میگم از اینجا چطوری میشه برم میدون ونک ؟
میگه باید بپرسی !
بهش گفتم به نظرت الان دارم آفتاب بالانس می زنم ؟
♥ نگار ♥
امروز تنه یه پسره یه شلوار دیدم ، با هر فرمولی حساب کردم که ببینم این شلوارو چطوری پاش کرده نفهمیدم …
لامصب فک کنم با پاشنه کش پوشیده بود !