بی ت. بودن کار من نیست اینم خودت میدونی تو که اینو میدونی چرا باز تنهام میذاری تا دلت نرفته جای دیگه با حرف اینو اون بیا برگرد کنارم که بی تو بودن کار من نیست بغض تو باگریه من با شکستن باز نمیشه نمیدونم کجای کار من ایراد داشت که اینطور شدش که با سکوتت هر چی بین ما بودو از بین بردی عشق پاک من
✿دلشوره عجیبی دارم!!! مدام دستِ زمان را می گیرم که بی تو نگذرد وخاطراتت دور نشوند، قدیمی نشوند، ونزدیک به خودم بمانند دست پاچه ام!!! یک لیوان آب هم در دستم بند نمی شود حواسم نیست اصلا یادم نمی یاد که بی تـــو چند بار شکسته ام!!؟؟ چند بار در خودم تــو و خودم را برای همیشه کشته ام!!! تعریف ندارد نبود تــو نمی شود آن را نوشت یا چیزی نیست که بشود آن را نقش بست باید هر روز با بغض بیل کلنگی بیاورم وخودم را میان خاطره ای از تــو خاک کنم . . .
√آن قدر نیمه ی خالیم را دیدی،که نیم دیگرم هوس خالی شدن کرد!!!