چه غمگینانه است وقتی در باران به تو چتر تعارف می کنند !
پرده را کنار میزنم ، باران خودش را می زند به شیشه
من خودم را به آن راه ! تمام چیزی که باید از زندگی آموخت …
زندگی مثل اون قلعه ایه که تو ساحل با شن می سازیم
هرچقدر هم که قشنگ باشه …
هرچقدر هم که براش وقت گذاشته باشیم …
موقع برگشت نمی تونیم با خودمون ببریم ، باید همونجا بذاریمش و بریم