خنجر از پشت میزنند ، عجب دوستان خجالتی دارم من !
تابستان را که داغ نیامدن کردی ، پاییز را سرد نبودن نکن ، گناه دارد !
یک دست در جیب چپ دست دیگر در جیب راست ، این اندوه آشنا تصویر پاییز است
زندگی آنقدر کوتاه هست که برای یک دقیقه با هم بودن باید جشن گرفت
مهربانی تو پناهگاهی ست تا پرندگان پاییز را از زمستان این کوچه بگذراند …
عشق تنها “حرف” بود … ولی سرنوشتم را “رقم” زد !
امید درمانی است که شفا نمیدهد اما ، کمک می کند تا درد را بهتر تحمل کنیم
به سلامتی زماناییکه تو آرایشگاه مردونه فقط مو کوتاه میکردن !