یافتن پست: #c

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
تنهایی

زنی است در انتهای شب

تنهایی

تندیس سرباز گمنام است

در میدان خالی

تنهایی

صدایی بی صورت است

بر مغناطیس فضا

تنهایی

خاطره ای گمشده

میان غریبه هاست

تنهایی

قوچ غمگینی است

که از نژادش

شاخ هایی بر دیوار مسافر خانه ها

باقی است...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 09:30
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
همواره اشکهایم را

بر پهنای دشت

جاری خواهم ساخت

تا شاید این کویر از

اشک های من بهره ای برد
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 09:28
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
هر گوشه از خانه بوی تن توست

و تیک تیک ساعت شماته دار

به جای تو حرف میزند

و شکوه دارد از نبودنه تو

و ببین

من دیوانه وار پشت این

نقاب سکوت

سکنا گزیدم .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 09:26
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

کم دانستن و پرگفتن مانند نداشتن و زیادخرج کردن است.

دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 09:24
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
عشقت که به دل گرفته‌ام چون جانش  

در دست و بــــه صبر می‌کنم درمانش

وز غــــــــــــــایت عزت که خیالت دارد  

در خـــــــــانه‌ی چشم کرده‌ام پنهانش
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 09:23
+1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
تقدیم به قناری های لال ( ناشنوایان)

 

در زمـستانی چـنیـن، آغاز را گم کرده ام .

آ سمان تاریک و من پرواز را گم کرده ام

درکـویـری زرد وبـی بـاران بـدون پـنـجره

من صـدای رعـد با ران ساز را گم کرده ام

صد قـفس رو ئیـد بر با ل قـناری هـای لال

بـگـذراز من شـرجی آ واز را گـم کـرده ام

کرشدم از این سکوت وتیشه را دستم دهید

نـغـمه ی فـرهـاد کـوه انـدازرا گـم کـرده ام .

این چه بیداری است ما را برده تا شهر دروغ

با دو پـلک بـاز خـوابِ نـاز را گـم کـرده ام

می رسـد آوای تـا رِ خـسته ام تـا پُـشت بام ؟

یـا که من حتی نُت این سـاز را گم کرده ام !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 09:21
+1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
مادر ای زیباترین تصویر چشم انداز عشـق

مادر ای آرامــش رویایی پـرواز عشـق

ای که چشم هستی از روی تو روشن میشود

آفرینش با تو معنا می شود ای راز عشـق

با تو و آن چشمـــهای نازنینت مـــادرم

میشود یک عمراحساسم غزل پرداز عشق

دستهایم را بگیــــر و راهیم کن تا خـدا

با تو ایمانم تمـامست ای مرا اعجاز عشق

در کنارم باش تا پیـــدا کنم راهـی پس از

کوچه های بی کسی در کوچۀ دلباز عشق

لحظه ای بنشیـن ، کمی از آرزوهایـت بگو

تا بشوراند دلم را نغمــــــۀ آواز عشق

من هنوزم عاشق آغوشتم ، یادش بخیـــر

کودکیها و ، شب و ، لالایی و ، آغاز عشق
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 09:19
+1
korosh
korosh
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 05:13
+7
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 05:07
+7
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 05:05
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ