یافتن پست: #c

M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO

چقدر این اردلان تمجید بدبخته


شب عروسیش همش تو آن پاسِ


این کارگردانم دیگه داره مغلطه میکنه ها


دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 10:46
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
همیشه منتظر کسی باش

که تو رو با همه ی دیوونگیت و خل بازیات قبول داشته باشه

و تو رو به همه نشون بده و بگه:

این دیوونه خل..... عشق و جیگر منه!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 10:43
+5
saman
saman
در CARLO

یارو داشت اظهار نظر می‌کرد :


این جلال آل احمد که هی ازش تعریف می‌کنن، فقط یه کتاب خوب نوشته که اسمش بوف کوره.


یکی گفت :بوف کوررو که صادق هدایت نوشته!!!!


یارو گفت :دیگه بدتر، یه کتاب خوب داره، اونم صادق هدایت براش نوشته!؟

دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 10:43
+3
saman
saman
در CARLO
دختره از جلو تلویزیون رد شه


آدم دو قسمت سریالو از دست میده


اونوقت اومده تو فیس ب وک زده مدل ...


من اعتماد به نفس اینو داشتم


با دمپایی لا انگشتی و چاقو حمله میکردم آمریکا ...



دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 10:41
+3
saman
saman

مـیـتـونـیـد خـطـا رو مـشـخـص کـنـیـد !؟


بسم الله الرحمن الرحیم


{ قل هو الله أحد، الله الصمد، لم یلد ولم یولد، ولم یکن له کفوآ أحد}


بسم الله الرحمن الرحیم


{ قل هو الله أحد، الله الصمد، لم یلد ولم یولد، ولم یکن له کفوآ أحد}


بسم الله الرحمن الرحیم


{ قل هو الله أحد، الله الصمد، لم یلد ولم یولد، ولم یکن له کفوآ أحد}


تـمـوم شـد عـزیـزان، خـطـایـی وجـود نـداشـت، 1بـارقـرآن رو خـتـم کـردیـم :)


قـبـول بـاشـه..الـــتـــمــاس دعـــا

دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 10:15
+3
saman
saman
در CARLO

حدودا 9 ساله بودم؛ تفريحم اين بود که وقتي جوراب پوشيدم، پامو روي فرش بکشم و به يه


نفر ديگه دست بزنم تا جرقه بزنه!!!


يه بار توي يه کتاب خوندم که اين کار رو با دمپايي ابري اگه انجام بدي،


جرقه ي قوي تري مي زنه. اين مطلب توي ذهنم مونده بود......


رفته بوديم خونه مادربزرگم عيد ديدني، ديدم کنار سالن يه دمپايي ابري هست.


يه مرتبه افکار شيطاني به سراغم اومد...


رفتم پوشيدم و عين مونگو? حدود نيم ساعت پامو رو زمين مي کشيدم!


بعد رفتم جلوي همه انگوشتمو زدم به نوک دماغ بابام!!!!


آنچنان جرقه اي زد..... که فکر کنم کل محل صداشو شنيدن!!


موهاي جفتمون عين برق گرفته ها سيخ شده بود و


همه مات و مبهوت نگاه مي کردن و نمي فهميدن چه اتفاقي افتاده!


از لحظات بعد از اون اتفاق؛ به علت ضربات سنگين وارد شده، چيزي يادم نمياد!!!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 10:04
+3
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
به خاطر دوست داشتنت خجالت نکش ؛ اونی باید خجالت بکشه ، که میدونه دوسش داری اما .... دوست داشتن "بلد" نیست ... !!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 10:03
+7
saman
saman
در CARLO
مـــــن اگــــه یـــــه نفــــــر دیگــــه بودمــــو ، خــــــودمـــو می دیـــدم

عـــــاشقــــش می شــــدم بی شـــــک {-6-}

ولی شمــــاهـــــا انــــگار نـــه انگــــــار !


خجــــالت نمی کشیــــد واقعــــاً !؟
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/05/13 - 10:01]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 10:01
+3
saman
saman
در CARLO

يکي از فانتزيام اينه که مزه قهوه ترک و فرانسه رو از هم تشخيص بدم,


لامصب خيلي کلاس داره!!


فعلا فقط ميتونم مزه چاي و دوغ رو از هم تشخيص بدم اونم با چشم باز

دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 09:58
+5
saman
saman
در CARLO


ســــیگاری نیستم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ادامه نداشت .. هـــمون فقط میخواستم بگـــم


سیگاری نیستم

دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 09:52
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ