یافتن پست: #c

مهسا
مهسا
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 03:02
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 02:30
+7
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
4 دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 02:27
+7
-2
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
دقت کردین درست وقتی که عجله داری یا هوا سرده یا جیش داری
کلیدت تو غیر قابل دسترس ترین سوراخ کیف و جیبت مدفون شده !؟
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 02:19
+7
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
لبخند زن دردو موقع آسمانی و فرشته مانند است :

یکی هنگامی که برای اولین بار با لبخند به معشوق می گوید دوستت دارم ودیگر هنگامی که برای اولین بار به روی نوزادش لبخند می زند .        

ویکتور هوگو
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 02:14
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
ضعیف ترین کلمه حسرت است، آن را نخور.

سست ترین کلمه غرور است، آن را بشکن.

لطیف ترین کلمه لبخند است، آن را حفظ کن.

صمیمی ترین کلمه دوست است، او را فراموش نکن ...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 23:35
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
زندگی با همه ی وسعت خویش؛

مسلک ساکت غم خوردن نیست

حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست

اضطراب و هوس و دیدن و نادیدن نیست

زندگی خوردن و خوابیدن نیست؛

زندگی ، جنبش و جاری شدن است

زندگی، کوشش و راهی شدن است؛

از تماشاگه آغاز حیات تا به جایی که خدا میداند
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 23:32
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
سحرگاهان که شبنم آیتی از پاک بودن را به گلها هدیه می بخشد

به آن محراب پاکش آرزو کردم برایت :

خوب دیدن ....

خوب بودن .....

خوب ماندن را ..........
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 23:29
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
فراموش کرده ام

پیراهن کبود پر از عطر خوش را

برداشتم که باز بپوشم پی بهار

دیدم ستاره های نگاهت هنوز هم

در آسمان آبی آن مانده یادگار

آمد به یاد من که ز غوغای زندگی

حتی تو را چو خنده فراموش کرده ام

آن شعله های سرکش سوزان عشق را

در سینه گداخته خاموش کرده ام
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 23:22
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
تو که داری میبافی

طناب داره منو

میاری صندلی و

دفتر شعره منو

فقط بزار یه امشبو

من بمونم با خودم

بپرسم ازین همه شعر

چرا من عاشقت شدم

تو که داری توی دلت

نفرین واسه فردای من

چرا میبندی با نفرت

دو دست و دو پای من

نگران منو خودت نباش

من میمونم با نفرینات

دیگه نخون دیالوگ و

ثمر نشسته تمرینات
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 23:19
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ