یافتن پست: #c

سحر
سحر
آگهی جالب یک فروشگاه لباس در تهران
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 00:10
+8
نیوشا
نیوشا
پسر یه اشتباه میکنه

دختر سرش داد میزنه

پسر بعد معذرت خواهی میکنه

.
.
.
.

دختر یه اشتباهی میکنه

پسر سرش داد میزنه

دختر میزنه زیر گریه

بازم پسر معذرت خواهی میکنه :)
6 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 23:42
+9
امیرحسین
امیرحسین
پیر شدم آخرشم نفهمیدم کاربرد مداد سفید تو جعبه مداد رنگی چی بوده ؟؟ :)
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 22:22
+9
mah3a
mah3a
chendeshhhhhhhhhhh
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 22:15
+5
saeed
saeed
DOST DARAM VAGHTI KE CHESHMATO MIBANDI
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:52
+2
حمید
حمید
اگه یه روز صبح خیلی خوشحال از خواب بیدار شدی و دیدی همه چیز خیلی خوبه، نه غمی هست نه دردی بدون که دیشب تو خواب مردی! روحت شاد یادت گرامی ! {-25-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:09
+4
mah3a
mah3a
لان تو این لحظه چه احساسی داری؟

1-حس دلجویی از یک نفر

2-سرم واسه دعوا درد میکنه
...
3-احساس خجالت و شرمندگی میکنم

4-میخوام گریه کنم

5-دلم میخواد بخندم

6-حس غرور

7- فکر میکنم حرف نزنم بهتره

8-دلشوره دارم دلواپسم

9-دارم میمیرم از خنده

10-یه حس عشقولانه

11-حس میکنم حالم خوب نیست

12-احساس ترس

13-عصبانیم

14-بی خیالی

15-حس انتقام و نفرت

16-مایوس و نامیدم

17- استرس دارم

18-حس میکنم خیلی تنهام

19- احساس خوشبختی میکنم

20-حوصله هیشکی رو ندارم

21- دارم بالا میارم

22-درماندگی و پریشونی

23-سردمه

24-گشنمه

25-دلم میخواد یکیو بکشم

26-منتظرم یه اتفاق خوب برام بیفته

27-پشیمونم

28-دارم حرص میخورم

29-حس میکنم هیچ چیز مطابق میلم نیست

30-احساس شکست میکنم

31-واسه یه موضوعی خوشحالم نمیتونم بگم

32-حس میکنم به هیچ کس اعتماد ندارم

33-انگار دارم عاشق میشم

34-فکرم مشغوله

35- یکیو خیلی میخوام نمیتونم بهش بگم

36-یه هم صحبت میخوام

37-زندگی بهتر ازین نمیشه

38-خودمم نمیدونم چمه

39-حس میکنم به یه مقدار تفریح نیاز دارم

40-حواسم این ور ..اون وره

41- دلم میخواد با یکی برقصم
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:00
+2
mah3a
mah3a
.......??
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 20:49
+5
soheila
soheila
سلام. من soheila هستم، از اعضای جدید ... :)
7 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 18:18
+13
سحر
سحر
احساسم را به دار آویختم ؛
منطقم را به گلوله بستم ،
لعنت به هر دو
که عمری بازی ام دادند ....
دگر بس است ؛
می خواهم کمی به چشمانم اعتماد کنم ...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 18:16
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ