ولی اون خیلی راحت فراموش کرد ..
نه دریایی گم کرد ساحلشو نه راهبی ازیادبرد صومعه اش رو ونه خدایی فراموش کرد بنده گناهکارشو و نه عشقی باشه که از یاد ببره منه تنهارو همه چی بود ولی اون نبـــــــــــود قصه ما از اولش یکی بود اون یکی بود ولی بایکی دیگه ما این وسط شدیم کلاغ سیاهه قصه که اخرش اونا رسیدن به هم ولی ما هنوز هم نرسیدیم ........
1393/04/7 - 22:12
تا الان طول کشید ولی تونستم رو دیوار اتاقم بکشمش ......تصویر قشنگیه