شاید امروز چشمهایت مثل دیروز برقی نداشته باشد
وقلبت نیز نای تپیدن برای من
اما هنوز چشمهای من برای تو میدرخشد
و قلبم نیز میتپد برای تو
בلـــَم گرفتــﮧ…
از همــﮧ ی بــی تفآوتــی هآ…
از همــﮧ فــَرآموشی هآ…
از هَمﮧ بــی اعتمــآدی هآ…
کــآش معلــمی بود و انشـ ـ ـــآیی مــی خوآســت…
“روزگــآر خوב رآ چگونــه مــی گــُذرآنید؟؟؟