یافتن پست: #c

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/10/19 - 18:38
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

مردهایی هستند که از نگاهشان
از لبخند و حرف زدنشان
از جرعه هایِ کوتاه قهوه خوردنشان می شود فهمید، رازى دارند...
می شود فهمید که می فهمند !

مردهایى هستند که با دیدنت دستپاچه نمی شوند اما عجیب دستپاچه ات می کنند...
شاید هرگز کنارِ بودن هایِ تو قرار نگیرند
شاید بودنشان لحظه ای باشد

به حد همان چند دقیقه چشم در چشم شدن در کافه ای دور...
به حدِ لحظه ای در را نگه داشتن و با احترام تو را راهی کردن

اما باور کن کفایت می کند تا تو باور کنی هستند مردانی که
هنوز هم می شود برای بودنشان کنارِ لحظه های زنانه ات
به انتظار نشست...

دیدگاه  •   •   •  1392/10/19 - 18:30
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم،
تا خم کوچه بدنبال تو لغزید نگاهم،
تو ندیدی!
نگهت هیچ نیفتاد براهی که گذشتی .
چون در خانه ببستم ،
دگر از پای نشستم ،
گوئیا زلزله آمد ،
گوئیا خانه فرو ریخت سر من

بی تو من در همه شهر غریبم
بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدائی
برنخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی

تو همه بود و نبودی ، تو همه شعر و سرودی
چه گریزی ز بر من ؟
که ز کویت نگریزم
گر بمیرم ز غم دل ،
به تو هرگز نستیزم
من و یک لحظه جدائی ؟
نتوانم ، نتوانم

بی تو من زنده نمانم ...
دیدگاه  •   •   •  1392/10/19 - 18:11
+3
mohsen.f
mohsen.f
2 دیدگاه  •   •   •  1392/10/19 - 17:57
+4
mohsen.f
mohsen.f
دیدگاه  •   •   •  1392/10/19 - 17:54
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/10/19 - 15:20
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ﺣﻖ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺻﻔﺮ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﺑﯿﺴﺖ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
ﺩﺭﮐﺪﺍﻡ ﺟﻨﮓ ﻧﺎﭘﻠﺌﻮﻥ ﻣﺮﺩ؟
ﺩﺭ ﺍﺧﺮﯾﻦ ﺟﻨﮕﺶ
ﺍﻋﻼﻣﯿﻪ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ ﺩﺭﮐﺠﺎ ﺍﻣﻀﺎﺷﺪ؟
ﺩﺭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺻﻔﺤﻪ
ﻋﻠﺖ ﺍﺻﻠﯽ ﻃﻼﻕ ﭼﯿﺴﺖ؟
ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ
ﻋﻠﺖ ﺍﺻﻠﯽ ﻋﺪﻡ ﻣﻮﻓﻘﯿﺘﻬﺎ ﭼﯿﺴﺖ؟
ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺎﺕ
ﭼﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﺧﻮﺭﺩ؟
ﻧﻬﺎﺭ ﻭ ﺷﺎﻡ

دیدگاه  •   •   •  1392/10/19 - 13:38
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/10/19 - 13:32
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/10/19 - 13:22
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

پسره داشت بدو بدو از پله ها پایین میرفت که تو پاگرد پله دید دختر همسایه داره زور میزنه یه چمدون گنده رو ببره پایین.
پسر : کمک میخوای؟
دختر : ممنون!
پسر چمدونو بلند کرد! 70 کیلویی بود! کم نیاورد، مثل قاطر 4 طبقه رو دویید و رفت پایین.

به پارکینگ که رسید دید دختره هنوز بالای پله هاست و از لای نرده ها داره با تعجب نگاش میکنه!
پسر : میخوای ببرم بیرون خونه؟
.
دختر: راستش داشتم میبردم بالا ...

دیدگاه  •   •   •  1392/10/19 - 13:19
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ