alireza
فصل پاییز بود/ بارون بود/سیگار بود/من بودم/ تو....../
تونبودیییییییییییییییییییییییییییییییی/
sahar
من یک دخترم
هر چقدر هم که ادای محکم بودن را دربیاورم ،
هر چقدر هم که ادای مستقل بودن ،
اینکه " ممنون ! خودم از پسش برمی آیم . "
باز هم ته تهش
...به آن سینه پهن مردانه ات نیاز دارم ؛
به دست هایت حتی .
نمی دانی چه لذتی دارد وقتی تو از خیابان ردم می کنی !
behzadsadeghi
من یاد گرفته ام، وقتی بغض میکنم وقتی اشک میریزم منتظر هیچ دستی نباشم.... من یاد گرفته ام که اگر زمین میخورم خودم برخیزم..... من یاد گرفته ام که همه رهگذرند همه حتی تو .......!!
AmiR
هی تو که زندگیم بودیو رفتی
هی تو عشق منی/هی تو عمر منی
هی تو عشق منی نری دلمو بشکنی
زندگیم بودی تو تنهام گذاشتی رفتی
هی تو عشق منی/هی توزندگیمی
بیا که با بودنت این خونه مثل بهشته
هی تو عشق من/هی تو ای همه کسم
دستات تو دسته اونه هو خیالت راحته
وقتی دستت تو دستش بود و بهش میگفتی دوستدارم به فکر منم بودی.................لعنتییییییی
alireza
وای یا ابوالفضل بچه ها راننده یتصادف تو جاده مرد خدا به خانوادش رحم کنه