یافتن پست: #ff0000

fingliiiiiiii
fingliiiiiiii
پرنده ای که رفت بگذار برود

 


هوای "سرد" بهانه است.


 


هوای "دیگری" به سر دارد.


دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 00:38
+6
fingliiiiiiii
fingliiiiiiii

آن روز ها گنجشک را رنگ می کردند و جای قناری می فروختن


 


 


این روز ها هوس را رنگ می کنند و جای عشق می فروشند


 


 


آن روزها مال باخته می شدی


 



و این روز ها دلباخته . . .

دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 00:35
+4
fingliiiiiiii
fingliiiiiiii
آنقدر نفـــس می کشم..

تـــــــــا..

تمــام شود

همه ی آن هوایـــــی که ..

سراغ تو را می گیر

دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 00:11
+4
AmiR
AmiR
این پیمانو بادلم بستم بعد از رفتنت



آدمها مثل یه کتابب میمونن که تاوقتی تموم نشدن
برای دیگران باارزش هستند
پس مواظب باش که خودت روتندتند برای دیگران
ورق نزنی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 00:06
+2
fingliiiiiiii
fingliiiiiiii
تلخ است همه فکر کنند سرت شلوغه ولی فقط خودت بدونی چقدر.....تنهایی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 23:37
+3
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 12:29
+2
korosh
korosh
2 دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 12:28
+3
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 12:02
+1
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 11:50
+1
korosh
korosh

نه به جنيفر لوپز



هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه.
وقتي در حال گريه كردن بود، يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي كني؟
هيزم شكن گفت: تبرم توي رودخونه افتاده.
فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت و از هيزم شكن پرسيد:"آيا اين تبر توست؟"
هيزم شكن جواب داد: "نه"
فرشته دوباره...

به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد: آيا اين تبر توست؟
دوباره، هيزم شكن جواب داد: "نه".
فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد: آيا اين تبر توست؟
جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هيزم شكن خوشحال روانه خونه شد.
روزي ديگر هيزم شكن وقتي داشت با زنش كنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد توي همان رودخانه. هيزم شكن داشت گريه مي كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسيد كه چرا گريه مي كني؟ اوه فرشته، زنم افتاده توي آب.
فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و پرسيد: زنت اينه؟ هيزم شكن فرياد زد: آره!
فرشته عصباني شد. " تو تقلب كردي، اين نامرديه "
هيزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. مي دوني، اگه به جنيفر لوپز "نه" مي گفتم تو مي رفتي و با كاترين زتاجونز مي اومدي.و باز هم اگه به كاترين زتاجونز "نه" ميگفتم، تو مي رفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم مي گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي. اما فرشته، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم، و به همين دليل بود كه اين بار گفتم آره.


دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 11:38
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ