یافتن پست: #ha

nazli
nazli


بابام کتابی اس میده

الان زده :سلام آیا میتوانی نان بخری؟

منم براش نوشتم:

آری پدر اکنون خود را با سرعت به شاطر خواهم رساند و از ائ طلب نان میکنم.

پدر چند عدد نان را از شاطر طلب کنم؟

بعد بابام زنگ زد و گفت:

کره خر منو مسخره میکنی. اگه جرعت داری بیا خونه

دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 14:59
+4
nazli
nazli

وقتي ديدي يه دختر ريمل نزده بدون نقشه کشيده يه جايي گريه کنه


دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 14:56
+6
nazli
nazli

 

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾـﺎﻡ ﺍﯾـﻨـﻪ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﯾﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ِ " ﻣﺎﺯﺍﺭﺍﺗﯽ" ﺩﯾﺪﻡ ﺑﺎ ﻋﺠﻠﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﺷﻢ

ﺑﮕﻢ : ﭼﺮﺍ ﺩﯾــﺮ ﺍﻭﻣﺪﯼ ؟؟؟؟؟ ﺑﻌﺪﺵ ﺭﻭ ﺑﮑﻨﻢ ﻃﺮﻑ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻭ ﺑﮕﻢ : ﺍﺍﺍﺍﻭﻩ ﺍﻭﻩ ﺑـﺒﺨﺸﯿﺪ ﻓﮏ ﮐـﺮﺩﻡ ﺑﺎﺑـﺎﻣﻪ؛ ﺑﻌـﺪ ﭘﯿــﺎﺩﻩ ﺷﻢ

دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 14:54
+5
nazli
nazli

یکی ازفانتزیام اینه که دکتربشم بعد تواتاق عمل هی به پرستاربگم پنس قیچی باند...یهو وسط کاری بگم مااااچ ببینم عکس العملش چیه


دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 14:52
+3
nazli
nazli

برا اینکه مامانم نــره تو اتاقم و دست به کامپیوتر نـــزنه بهش گفتم کامپیوتر


وصله به اینترنت دست بزنی عکسات یهو تو اینترنت پخش میشه از اون موقع تا حال دیگه در اتاقمم


باز نکرده خخخ


دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 14:49
+2
nazli
nazli

 

ما بچه بوديم ، يه کهنه ای ، دسمالی ، لنگ ماشينی چيزی پيدا ميکردن ميذاشتن لای

پامون میبستن یه هفته هم باز نمیکردن ! الان پوشک زدن واسه بچه با خروجی هوا از هردو طرف ، ۸ لايه محافظ ، ويتامينه .. همراه با عصاره ی مالت ، تهويه مطبوع ، ۱۲ ايربگ ، کروز کنترل ، سنسور عقب ، با ال سی دی !!بچـه تو این برینـه پرفسور میشـه

دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 14:47
+2
roya
roya
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 13:19
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

@soha_musavi

اگه مهم بودی زیرت خط میکشیدم !




نه دورت


آخرین ویرایش توسط ramin-rtbm در [1392/06/21 - 10:05]
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 10:02
+2
-1
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
به سلامتی اون که اگه بدونه چقدر دلتنگشم خودش از این همه دوری و نبودن خجالت میکشه
@mohammadmahdi
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 09:42
+3
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/20 - 12:36
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ