یافتن پست: #ha

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 20:28
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 20:23
+4
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 17:07
+2
-1
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
_________3__________
با سلام به همه پاتوقیای گل
شب و روز همتون بخیر
دور جدید نظرسنجی هم شروع میشه اما با تفاوتهای بسیار(با عرض پوزش که دیر شد)
مسابقه بصورتی هست که شما به یک نفر فقط رای میدین و تعداد آرا مشخص کننده برنده مسابقس
اگر رای ها مساوی باشه نظر سنجی 1 روز ادامه پیدا میکنه
پایان مهلت نظر سنجی روز 3شنبه می باشد
لایک و بازنشر هم فراموش نشه
نفر اول: 1 :

@
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥


نفر دوم:2 :


@saeed




  • ♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥ (18 رای و 81.81.. درصد )
  • saeed (4 رای و 18.18.. درصد )
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 14:27
+16
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
salam dostaye golam
man bad az modatha dori bargashtaaaaam
7 دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 14:14
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 20:00
+2
AmiR
AmiR
love is something silent , but it can be louder than anything when it talks

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 17:12
+3
agharna8a2
agharna8a2 (مسدود)
سلام. من agharna8a2 هستم، از اعضای جدید ... :)
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 05:40
+1
saman
saman

به تو می اندیشم


ای سراپا همه خوبی

تک و تنها به تو می اندیشم

همه وقت 

همه جا

من به هر حال که باشم به تو می اندیشم

تو بدان این را تنها تو بدان!

تو بیا

تو بمان با من. تنها تو بمان

جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب

من فدای تو. به جای همه گلها تو بخند...

پاسخ چلچله ها را تو بگو

قصه ی ابر هوا را تو بخوان

و بمان با من تنها تو بمان

در دل ساغر هستی تو بجوش

من همین یک نفس از جرعه جانم باقی است

آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش.


(فریدون [!])

دیدگاه  •   •   •  1392/05/23 - 17:46
+3
saman
saman

ستاره دیده فرو بست و آرمید بیا


شراب نور به رگهای شب دوید بیا

ز بس به دامن شب اشک انتظارم ریخت

گل سپیده شکفت وسحر دمید بیا

شهاب یاد تو درآسمان خاطر من

پیاپی از همه سو خطّ زر کشید بیا

ز بس نشستم و با شب حدیث غم گقتم

ز غصه رنگ من و رنگ شب پرید بیا

به وقت مرگم اگر تازه می کنی دیدار

به هوش باش که هنگام آن رسید بیا

به گام های کسان می برم گمان که تویی

دلم زسینه برون شد ز بس تپید بیا


نیامدی که فلک خوشه خوشه پروین داشت

کنون که دست سحر دانه دانه چید بیا

امید خاطرسیمین دل شکسته تویی

مرا مخواه ازین بیش ناامید بیا
دیدگاه  •   •   •  1392/05/23 - 17:45
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ