یافتن پست: ادد کنید

saman
saman
در CARLO
اعتراف می کنم سال دوم دانشگاه بودم یه بار خیلی کلاسم دیر شده بود کرایه رو زودتر دادم به راننده بقیه ی پولی که بهم داد پاره بود
همزمان می خواستم بگم این پوله پاره ست عوضش کنید هم می خواستم بگم سر قیام دشت پیاده میشم گفتم :
آقا ببخشید لطفن سر قیام دشت منو پاره کنید!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/30 - 17:57
+3
saman
saman
در CARLO
 عکاس سرکلاس درس اومده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس یادگارى بگیره،
 معلم هم داشت همه بچه‌ها را تشویق می‌کرد که دور هم جمع بشن
 معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه ‌تون بزرگ شدید
 به این عکس نگاه کنید و بگید:
 این احمده ،الان دکتره ، یااون مهرداده ، الان وکیله
 یکى از بچه‌ها ازته کلاس گفت : اینم آقا معلمه، الان مـــــــــــــرده !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 16:21
+6
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
آخرین ویرایش توسط administrator در [1392/04/29 - 16:55]
48 دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 12:07
+42
-1
saman
saman
در CARLO

میدونستین خرچنگها تو عروسیاشون نمیتونن دست بزنن


فقط بشکن ریز میزنن!


برید حال کنید با این اطلاعاتی که در اختیارتون میزارم !!

دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 10:18
+7
Tiam Mohseni
Tiam Mohseni
اگه این جمله رو شنیدی و حالشو بردی، بازنشر کن تا بقیه ام حالشو ببرن!!!

"بی سروصدا وسایلاتونو جمع کنید با صف برید تو حیاط، معلم ندارید!"

یادش به خیر!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/28 - 18:47
+13
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
آخرین ویرایش توسط A-Sh-F در [1392/04/28 - 18:14]
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/28 - 18:07
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
3 دیدگاه  •   •   •  1392/04/28 - 17:44
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
22 دیدگاه  •   •   •  1392/04/28 - 17:33
+6
مهسا
مهسا
هشدار:

مصــرف بيـش از حـد احــترام در مقابل بعضیها باعـثِ اختـلالات روانـى طـرفِ مقـابــل

و اختـلالات عصبــى شــماميـگـردد!لطفا در میزان مصرف دقت کنید...!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/28 - 01:46
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

شبی با بید می رقصم، شبی با باد می جنگمکه چون شب‌بو به وقت صبح، من بسیار دلتنگممرا چون آینه هر کس به کیش خود پنداردو الّا من چو می با مست و هشیار یکرنگمشبی در گوشه ی محراب قدری ربّنا خواندمهمان یک بار تار موی یار افتاد در چنگماگر دنیا مرا چندی برقصاند ملالی نیستکه من گریانده‌ام یک عمر دنیا را به آهنگمبه خاطر بسپریدم دشمنان! چون نام من عشق استفراموشم کنید ای دوستان! من مایۀ ننگممرا چشمان دل سنگی به خاک تیره بنشانیدهمین یک جمله را با سرمه بنویسید بر سنگم

دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 22:34
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ