یافتن پست: بازم قوی

از هواپیما به برج مراقبت ، تو قلبت جا هست فرود بیام یا بازم دورت بگردم ؟


دیدگاه  •   •   •  1392/07/24 - 19:09
+5
ساناز
ساناز

دل ِ دیونم ازتو .. تنها نشونم ازتو یه عکس یادگاری .. که خودتم نداری شده رفیق شبهام .. وقتی که خیلی تنهام میگیرمش روبرو .. بازم میشی آرزو

دیدگاه  •   •   •  1392/07/18 - 12:27
+5

 


یه سوال خدایی برای شما اتفاق افتاده چی  الان میگم؟


 


این که از خیابون رد بشی یه دختر ناز ببینی

 


ولی سرت و بندازی پایین بگی


 


هرچقدرم ناز باشی اخرش باشی بازم انگشت کوچیکه


 


عشقم نمیشی 


 


 این برات اتقاق افتاده؟


 


عکس العمل شما چی بوده؟


 


این عکس العمل توی شما پسرها هست؟





دیدگاه  •   •   •  1392/07/16 - 19:02
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻥ ﺑﯽ ﻣﻌﺮﻓﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﯿﺎﻝ ﺭﺍﺣﺖ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﻭﻟﯽ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﻭ ﺍﺯ ﭼﺸﺎﯼ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﮔﺮﻓﺘﻪ !

::

سلامتی کسی که اونقدر بیادشیم که اگه به یادخدابودیم نصف بهشت مال مابود . . .

::

به سلامتی دل هایی که واسه هم پرپر میزنن اما همیشه سرنوشت پراشونو قیچی میکنه !

::

به سلامتی دلی که خسته س ولی بازم رو پای خودش وایمیسته . . .

::

به سلامتی خودمون که خوبیم !
ولی بعضیا فکر میکنن خوبی از خودشونه . . . !
دیدگاه  •   •   •  1392/07/15 - 16:06
+1
saeed
saeed
فقط موجهاي دريا هستند که عاشقن با اينکه ميدونن اگر به ساحل برسن ميميرن بازم بيقرار رسيدنن
دیدگاه  •   •   •  1392/07/15 - 10:01
+6
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/13 - 11:35
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
رفاقت مثل یه قیف میمونه.وقتی میفتی توش اولش خیلی خوبه جاواسه دونفرهست ولی رفته رفته سرمیخوری میری پایین بایدیکی یکی ردبشی.اگه بتونی دونفری ردبشی (مردی).کمک کنی رفیقت ردبشه (شاه مردی).ولی ردبشی ورفیقتاجابزاری وبیخیالش بشی (نامردی).
توبرومن هولت میدم.
آهای...بازم شاه مردی...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 12:16
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 15:45
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی دستان تو در دست من نباشد

دست را می بازم

حتی اگر تمام حکم های دل

در دست من باشد!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 20:58
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi

یه روز یه جوون سرش رو می چسبونه به شیشه آرایشگاه و از آرایشگر می پرسه چفدر طول می کشه تا نوبت من بشه؟



آرایشگر یه نگاهی به مغازه اش می اندازه و جواب می ده : حدود 2 ساعت دیگه و جوون می ره



چند روز بعد دوباره جوونه می آد و سرش رو می چسبونه به شیشه می گه و می پرسه چفدر طول می کشه تا نوبت من بشه؟



دوباره آرایشگر یه نگاهی به مغازه اش می اندازه و جواب می ده : حدود 3 ساعت دیگه و جوون بازم می ره



دفعه بعد که جوونه میاد و این سوال رو می پرسه ، آرایشگره از یکی از دوستانش به نام  Bill می خواد که بره دنبال طرف ببینه این آدم کجا می ره؟


ماجرا چیه که هر دفعه می پرسه کی نوبتش می شه اما می ره و دیگه نمی آد ؟!



Bill می ره و بعد از مدتی در حالی که از شدت خنده اشک تو چشاش جمع شده بود بر می گرده. آرایشگر ازش می پرسه : حوب چی شد؟ کجا رفت؟



Bill جواب می ده: رفت خونه تو!!! {-33-}
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 18:10
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ