رفتن من یاتو؟ تورفتی!!!بدون دلیل!حتی نگفتی به چه جرمی تنها میشوم؟شاید وفاداری وعشق وپاكبازی این روزها جرمی بزرگ شده!برو....من مجرم خواهم ماندواین سلول تنهایی را ترجیح میدهم به تنی كه قلب درونش خانه هربیگانه میشود! قلب من فقط برای یكنفراست ودیگرآن یكنفرتونخواهی بود!!هرگزحتی اگربنا باشدتنها همه عمرجورتن وكالبدبا خودبكشم دل به مانندتو نخواهم داد وتا دل نبندم جسمم دیگری رالمس نخواهدكرد!این راه توبی بازگشت است روزی خواهی دیددیگری را دراین خانه ومقصرهم خودت هستی كه پاكبازی مراناتوانی دیدی!
محبتت را میگذارند پای احتیاجت … صداقتت را میگذارند پای سادگیت … سکوتت را میگذارند پای نفهمیت … نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت … و وفاداریت را پای بی کسیت … و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج !!!