دردم این نیست که
او عاشق نیست
دردم این نیست که
معشوق من از عشق تهی است
دردم این است که
با دیدن این سردیها
عجبــــــ رویایـــی بود رویــــای كودكـــــیــــ
بــدون سیـــگار كلاســیکــــ بودیـــم
بدون مشـــروب مستـــــ
بدون معشوق عاشقـــ
بدون عقــل عاقــل!
عاقـل و بالغ شدن گنـــــــــد زدبه همــه چی...