یافتن پست: oo

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/29 - 15:39
+2
hamed noori
hamed noori
یه دقیقه حرف نزن می خوام لبای قشنگتو ببینم چیست؟؟

.
.
.
....
.
.
.
.
.
.
.
.
استراتژی پسرهای باهوش برای خفه کردن دوست دخترشان
دیدگاه  •   •   •  1392/08/29 - 14:50
+5
hamed noori
hamed noori
آﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ:ﺟﺎﺩﻩ ﭼﺎﻟﻮﺱ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ چاﻟﻮﺱ ﻣﻌﺮﻭﻑ
ﺗﺮﻩ!؟
آیا ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ:ﻧﻪ ﮐﻮﻩ ﺑﻪ ﮐﻮﻩ ﻣﯽ ﺭﺳﻪ ، ﻧﻪ
ﺁﺩﻡ ﺑﻪ
ﺁﺩﻡ!؟...
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ:ﺗﻪ ﺧﯿﺎﺭ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﻭﯾﺘﺎﻣﯿﻦ
ﺣﻘﯿﻘﺖ
ﺍﺳﺖ ؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ:ﺭﻭﻏﻦ ﻣﺎﺭ ۱۰۰%ﮔﯿﺎﻫﯽ
ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺵ
ﻣﯿﺮﺳﺪ!؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ:ﺍﮔﺮ ﺗﺎﻧﮏ ﺭﻭ ﺗﻮ ﺩﻧﺪﻩ ﺭﻭﺷﻦ
ﮐﻨﯿﻦ،
ﺷﻠﯿﮏ ﻣﯿﮑﻨﻪ!؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ:ﺗﻪ ﺑﺴﺘﻨﯽ ﻗﯿﻔﯽ ﻣﯿﻬﻦ ﺗﮑﻪ
ﺍﯼ ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ
ﺍﺳﺖ!؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ:ﻭﺍﮊﻩ“ﺁﯼ ﮐﯿﻮ”ﻣﺨﻔﻒ
ﻋﺒﺎﺭﺕ
“ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺸﻨﺎﻝ ﮐﻮﺩﻥ”ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ!؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ:ﺍﮔﺮ ﻫﻨﺪﺯﻓﺮﯼ ﺭﻭ ﺍﺗﻮ ﻫﻢ
ﺑﮑﺸﯿﻢ ﺑﻌﺪ ﺩﻭ
ﺩﻗﯿﻘﻪ ﮔﺮﻩ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻩ!؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ:ﺷﺒﯽ ﮐﻪ ﻗﻬﺮ ﮐﻨﯽ ﻭ ﺷﺎﻡ
ﻧﺨﻮﺭﯼ
ﺩﺭﺍﺯﺗﺮﯾﻦ ﺷﺐ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ!؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ:ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﺍ ﺧﺮﯾﺪﻥ ﺁﺩﻣﺎ ﺭﺍﺣﺖ
ﺗﺮ ﺍﺯ
ﺧﺮﯾﺪﻥ ﮔﻮﺷﺖ ﻭ ﻣﺮﻍ ﻭ ﺑﺮﻧﺞِ!؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ:۱ ﻫﻔﺘﻪ ﺭﮊﯾﻢ ﺣﺮﻓﻪ ﺍﯼ ﺷﻤﺎ
ﺑﺎ ۱ ﺳﺎﻋﺖ
ﭘﺮﺧﻮﺭﯼ ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻩ!؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ:ﺩﮐﻤﻪ ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭﻭ ﭘﺸﺖ ﻫﻢ
ﺗﻨﺪ ﺗﻨﺪ ﺑﺰﻧﯽ
ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﻧﻤﯿﺎﺩ!؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ:ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ
ﻫﺮﭼﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩ
ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺎ ﻓﻮﺕ ﺿﺪﻋﻔﻮﻧﯽ ﮐﻨﻪ!؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ:ﺍﮔﻪ ﺗﻮ ﻣﺴﯿﺮﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ
ﺗﺮﺍﻓﯿﮏ
ﻧﯿﺴﺖ ، ﻗﻄﻌﺎً ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﻭﻣﺪﯼ!؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ:۶ ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﻌﻄﯿﻼﺕ
ﺁﺧﺮ ﻫﻔﺘﻪ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﻥ!؟
ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﻴﺪ ﺍﮔﻪ ﻻﻳﻚ ﻧﻜﻨﻲ ﺧﻴﻠﻲ
ﻧﺎﻣﺮﺩﻱf
دیدگاه  •   •   •  1392/08/28 - 22:18
+7
hamed noori
hamed noori
رفتم دنبالِ خواهرم از دانشگاه بیارمش

برگشتنه گشت بهمون گیر داده ، میگه خانوم کى باشن؟
منم با حالت عصبانى میگم خواهرمه! مشکلى هست؟
بعد یهو خواهرم میگه :
جناب سروان دروغ میگه !!!...
دوست دخترشم ؟؟؟؟
میگم دروغ میگه به خدا جناب سروان ؟
یارو هم مدارک ماشینُ گرفت گفت بیا کلانترى معلوم میشه!!
به خواهرم میگم مرض دارى مگه!!!!
میگه بریم کلانترى بعد بابا اینا بیان دنبالمون مامورِ ضایع بشه یه ذره بخندیم؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/08/28 - 21:50
+6
hamed noori
hamed noori
رفتم دستشویی پارک. تا تو دستشویی نشستم از دستشویی کناری صدایی شنیدم که گفت:

سلام حالت خوبه؟

من اصلاً عادت ندارم که تو دستشویی هر کی رو که پیدا کردم شروع کنم به حرف زدن باهاش، اما نمی دونم اون روز چِم شده بود که پاسخ واقعاً خجالت آوری دادم:
...
حالم خیلی خیلی توپه.

بعدش اون آقاهه پرسید:

خوب چه خبر؟ چه کار می خوای بکنی؟

با خودم گفتم، این دیگه چه سؤالی بود؟ اون موقع فکرم عجیب ریخت به هم، برای همین گفتم؛

اُه من هم مثل خودت فقط داشتم از این جا رد می شدم...

وقتی سؤال بعدیشو شنیدم، دیدم که اوضاع داره یه جورایی ناجور می شه، به هر ترفندی بود خواستم سریع قضیه رو تموم کنم:

من می‌تونم بیام طرفای تو؟

آره سؤال یه کمی برام سنگین بود. با خودم فکر کردم که اگه مؤدب باشم و با حفظ احترام صحبتمون رو تموم کنم، مناسب تره، بخاطر همین بهش گفتم:

نه، الآن یه کم سرم شلوغه!

یک دفعه صدای عصبی فردی رو شنیدم که گفت:

ببین، من بعداً باهات تماس می گیرم. یه احمقی از دستشویی بغلی همش داره به همه سؤال های من جواب می ده!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/28 - 21:45
+5
hamed noori
hamed noori
اﮔﺮ ﺩﺳﺘﺗﻮﻥ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺮﺳﻪ:


.
.
....

• .
• .
• .

• راستشو بگینااا

• .
• .
• .
• .
• .
• .
• .

• 1. خفم میکنید
• 2. بغلم میکنید
• 3. کتکم می زنید
• 4. بوسم میکنید
• 5. ازم امضا میگیرید
• 6. باهام بیشتر اشنا میشید
دیدگاه  •   •   •  1392/08/28 - 18:57
+3
shahed movafegh
shahed movafegh
salam be hameye doostane bia 2 uni omidvaram khosho khoram bashid....................@!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/28 - 18:51
+5
hamed noori
hamed noori
یکی تعریف میکرد :

توی آسانسور واساده بودم یه دختری هم سوار شد
اول ساکت بود بعد گفت:چطوری؟
گفتم: الحمدلله ....
یه نگاهی به من کردو هندزفری شو جابجا کرد!...
معلوم شد داره با تلفن حرف می زنه!
هیچی دیگه منم تسبیحم رو از تو جیبم در آوردم ادامه دادم:
الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله ....
دیدگاه  •   •   •  1392/08/28 - 18:48
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/28 - 18:09
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/28 - 18:07
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ