CARLO
دسته:فاقد دسته بندی
72 کاربر

3661 پست

       
آخه نیاز به توضیح نداره....مشخصه چیه
پاتوق همه بچه های پاتوقه

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

CARLO

گروه عمومی · فاقد دسته بندی· 72 کاربر · 3661 پست
roya
roya
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 14:33
+4
roya
roya
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 14:31
+2
roya
roya
در CARLO
من و تو شباهت های متفاوتی باهم داریم :
هر دو شکستیم ؛ تو قلب مرا ، من غرورم را
هر دو رقصیدیم ؛ تو با دیگری ، من با سازهای تو
هر دو بازی کردیم ؛ تو با من ، من با سرنوشتم
و در آخر هر دو پی بردیم
تو به “حماقت” من ، من به “پست” بودن تو
آری ، این شباهت های متفاوت هر روز آشکارتر میشود …
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 14:30
+3
roya
roya
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 14:28
+3
roya
roya
در CARLO
بعضیا فکر میکنن راهنمای ماشینشون عصای موساس! راهنما رو که زدن دیگه میپیچن، وظیفه بقیه‌ام اینه که شکافته بشن!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 14:24
+4
roya
roya
در CARLO
غمگینم مثل مرده ای که توان تسلی دادن به بازماندگانش را ندارد !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 14:21
+4
roya
roya
در CARLO
یه وقتهایی . . .
بعضـــــــــــی ها. . .
بی صدا از زندگیت میروند. . .
بــــــــــــــــــــــــی خداحافظی. . .
با پـــــــــــــــای برهنه،روی نوک پـــــــــا. . .
پـــــــــــــــــــــــاورچین . . .
پـــــــــــــــــــــــــاورچین. . .
تا مبادا صدای تق تق کفشــــــــهایشان. . .
آگـــــــــاهت کند از رفتنشان. . .
و ایــــــــــن. . .
نهـــــــــــــایت . . .
نامــــــــــــــــــــــــــــردیست!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 14:10
+4
roya
roya
در CARLO
چشمانت همرنگ قهوه است…
تلخ اما…
اعتیاد آور
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 13:52
+2
roya
roya
در CARLO
مانند یک بهار …
مانند یک عبور …
از راه می رسی و مرا تازه می کنی …
همراه توهزار عشق از راه می رسد … همراه تو بهار …
بردشت خشک سینه من سبز می شود …
وقتی تو می رسی …
در کوچه های خلوت و تاریک قلب مـــــــــن …
مهتاب می دمد …
وقتی تو می رسی …
ای آرزوی گم شده بغض های مـــــــــن …
من نیز با تو به عشق می رسم ….
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 13:18
+3
roya
roya
در CARLO
آتش بزن مرگ،
ورقهای دفتر این زندگی را
تا کسی نخواند غمهای این تن لعنتی را
با دود همبستر شوم،
بروم تا نیس شوم
در شعر مرگ، 
زیر باران خیس شوم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 13:16
+3