CARLO
دسته:فاقد دسته بندی
72 کاربر

3661 پست

       
آخه نیاز به توضیح نداره....مشخصه چیه
پاتوق همه بچه های پاتوقه

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

CARLO

گروه عمومی · فاقد دسته بندی· 72 کاربر · 3661 پست
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
ﭘﺴﺮ : ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﮕﻢ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﺁﺭﻩ ﺑﮕﻮ.
ﭘﺴﺮ : ﺗﻮ ﻗﺸﻨﮕﺘﺮﯾﻦ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺗﻮ ﻋﻤﺮﻡ
ﺩﯾﺪﻡ !!
ﺩﺧﺘﺮ :ﻣﻨﻢ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﮕﻢ ؟
ﭘﺴﺮ : ﺑﮕﻮ ﻋﺰﯾﺰﻡ.
ﺩﺧﺘﺮ : ﺍﻭﻥ ﻓﻘﻂ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻭﺟﻮﺩ ﺗﻮ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 21:16
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
عزیز بودن آدمها به این نیست که وقتی می بینیشون


چقدر از دیدنشون خوشحال میشی ؛


به اینه که وقتی نمی بینیشون چقدر دلت براشون تنگ میشه !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 20:50
+3
rainy-girl
rainy-girl
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/17 - 23:10
+6
xroyal54
xroyal54
در CARLO
ﻫﻤﻪ ﯼ ﭘﺴﺮﺍ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻫﺴﺘند.
ﻭ ﺑﻪ ۲ ﺩﺳﺘﻪ ﯼ :ﻋﺰﺭﺍﺋﯿﻠﯿﺎﻥ ﻭ
ﺍﺑﻠﯿﺴﯿﺎﻥ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽ
ﺷﻮﻧﺪ.........
ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺟﯿﻐﻐﻎ ﺩﺳﺖ ﺳﻮﻭﻭﻭﺕ
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/17 - 18:14
+9
xroyal54
xroyal54
در CARLO









ایام رمضان بهانه ای بود برا تمرین انسانیت و عشق به داشته ها، تلاش برای دست آوردن نداشته ها و درک ارزش ها.
****عید سعید فطر مبارک ****
دیدگاه  •   •   •  1392/05/17 - 17:57
+8
nanaz
nanaz
در CARLO
آخرین ویرایش توسط nanaz در [1392/05/17 - 17:00]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/17 - 16:58
+8
nanaz
nanaz
در CARLO
زن به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟ میتوانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش را طلاق دهد ؟
شیطان گفت : آری و این کار بسیار آسان است
پس شیطان به سوی مرد خیاط رفت و به هر طریقی سعی می کرد او را وسوسه کند اما مرد خیاط همسرش را بسیار دوست داشت و اصلا به طلاق فکر هم نمی کرد
پس شیطان برگشت و به شکست خود در مقابل مرد خیاط اعتراف کرد
سپس زن گفت : اکنون آنچه اتفاق می افتد ببین و تماشا کن
زن به طرف مرد خیاط رفت و به او گفت :
چند متری از این پارچه ی زیبا میخواهم پسرم میخواهد آن را به معشوقه اش هدیه دهد پس خیاط پارچه را به زن داد. سپس آن زن رفت به خانه مرد خیاط و در زد و زن خیاط در را باز کرد وآن زن به او گفت : اگر ممکن است میخواهم وارد خانه تان شوم برای ادای نماز ، و زن خیاط گفت :بفرمایید،خوش آمدید
و آن زن پس از آنکه نمازش تمام شد آن پارچه را پشت در اتاق گذاشت بدون آنکه زن خیاط متوجه شود و سپس از خانه خارج شد و هنگامی که مرد خیاط به خانه برگشت آن پارچه را دید و فورا داستان آن زن و معشوقه ی پسرش را به یاد آورد و همسرش را همان موقع طلاق داد
سپس شیطان گفت : اکنون من به کید و مکر زنان اعتراف می کنم
و آن زن گفت :کمی صبر کن
نظرت چیست اگر مرد خیاط و همسرش را به همدیگر بازگردانم؟؟؟!!!
شیطان با تعجب گفت : چگونه ؟؟؟
آن زن روز بعدش رفت پیش خیاط و به او گفت
همان پارچه ی زیبایی را که دیروز از شما خریدم یکی دیگر میخواهم برای اینکه دیروز رفتم به خانه ی یک زنی محترم برای ادای نمازو آن پارچه را آنجا فراموش کردم و خجالت کشیدم دوباره بروم و پارچه را از او بگیرم و اینجا مرد خیاط رفت و از همسرش عذرخواهی کرد و او را برگرداند به خانه اش.
و الان شیطان در بیمارستان روانی به سر میبرد
دیدگاه  •   •   •  1392/05/17 - 16:48
+5
nanaz
nanaz
در CARLO
یه روزی میاد که بعدش دیگه مهم نیست فردایی در کار هست یا نه ؟
اون روز یا خیلی خوشبختی یا خیلی بدبخت …
دیدگاه  •   •   •  1392/05/17 - 16:28
+7
nanaz
nanaz
در CARLO
بعضی وقتا دروغ خوبه !
به مادر کم طاقت باید دروغ گفت :
باید بهش بگی حالم خوبه
غذا خوبه
هوا خوبه
دلمون خوشه
وقتی مادر خوب باشه یعنی همه چیز خوبه …
دیدگاه  •   •   •  1392/05/17 - 16:27
+6
nanaz
nanaz
در CARLO
دم زندگی گرم یه عمره داره بدون گارنتی مارو سرویس میکنه !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/17 - 16:20
+6