کاربران
کاربران
پست ها
گروه ها
پروژه
اعترافای باحال
دسته:فاقد دسته بندی
86 کاربر
4317 پست
کاربران
تایید
اعترافای باحالتونو بزارید تا همه با هم بخونیمشون...لایک یادت نره ها
امتیاز به گروه
[بروز رساني]
شما یک بار امتیاز دادید ... مجاز نیستید
امتاز دهید
آخرين امتاز دهنده:
کاربران گروه
نمایش همه
مدیران گروه
برچسبهای کاربری
#
آجیل
اعترافای باحال
گروه عمومی · فاقد دسته بندی· 86 کاربر · 4317 پست
ارسال ها
کاربران
ارسالهای اعترافای باحال
همهی پستها
همهی پستها
لینکها
تصویرها
ویدئو ها
فایلها
نمایش:
♥ نگار ♥
در
اعترافای باحال
دیدگاه
0 جدید
•
•
•
1393/03/13 - 20:01
+1
♥ نگار ♥
در
اعترافای باحال
ما به یکی گفتیم خدا به زمین گرم بزنتت.نام برده الان روی شنهای سواحل انتالیا داره افتاب میگیره!!!فکر کنم سوء تعبیر شده برا خدا
)
دیدگاه
0 جدید
•
•
•
1393/03/13 - 20:00
+1
♥ نگار ♥
در
اعترافای باحال
ﺷﺒﺎ ﺷﺒﺎﻯ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﻪ . . . . . . ﭼﺮﺍﻏﺎﺭﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻛﻨﻴﺪ ﻣﺤﻔﻞ ﻣﻌﻨﻮﻯ ﺑﺸﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍﻡ ﺍﻣﺸﺐ ﺩﻻﺗﻮﻧﻮ ﺑﺒﺮﻡ ﭘﻴﺶ ﻋﻤﻪ ﯼ ﺍﺳﺘﺎﺩ!
2 دیدگاه
0 جدید
•
•
•
1393/03/13 - 19:57
+1
دیدگاه
be to che???!!
1393/03/14 - 15:35
♥ نگار ♥
1393/03/14 - 15:37
♥ نگار ♥
در
اعترافای باحال
خصوصیات آدم های خوش قیافه
۱٫ کم حافظه هستن
۲٫ دومیش چی بود ؟ … چی بود …! اَه یادم رفت … !
دیدگاه
0 جدید
•
•
•
1393/03/13 - 15:30
+3
♥ نگار ♥
در
اعترافای باحال
یه زیر گذر نزدیک خونمون هست حدود 10 متری فکر میکنم ارتفاع داشته باشه ..... یعنی جون میده خودمو از این بالا پرت کنم پایین خودکشی کنم بمیرم راحت بشمااااااا ولی یه مشکلی هست ، میترسم پام بشکنه
دیدگاه
0 جدید
•
•
•
1393/03/13 - 15:05
+2
♥ نگار ♥
در
اعترافای باحال
میگن تو جهنّم ترتیب روزا اینجوریه:
شنبه
عصر جمعه
عصر جمعه
عصر سیزده به در
31 شهریور
عصر جمعه
دیدگاه
0 جدید
•
•
•
1393/03/13 - 15:00
+1
♥ نگار ♥
در
اعترافای باحال
خوب شد بازیه Pou اومد توی گوشیا تا پسرا بعد ابرو برداشتن و گوشواره انداختن ، قشنگ طعم مادر بودن رو بِچِشَن !
دیدگاه
0 جدید
•
•
•
1393/03/13 - 14:56
+1
♥ نگار ♥
در
اعترافای باحال
ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺧﺘﻢ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺭﻓﺘﻢ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺗﻮ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ
ﺧﺪﺍ ﺑﯿﺎﻣﺮﺯﺩﺵ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺑﮕﻢ ﻣﺮﮒ ﺣﻘﻪ،
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﻘﺶ ﺑﻮﺩ !!!.....
.
.
.
.
.
ﺩﻭﺳﺘﻢ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﺳﻮﺗﯽ ﺩﺍﺩﻡ ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﺑﺸﯿﻦ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻓﺸﺎﺭ ﺑﯿﺎﺭﯼ
دیدگاه
0 جدید
•
•
•
1393/03/8 - 20:38
+5
♥ نگار ♥
در
اعترافای باحال
.روش تربیتی مادرم اینجوری بود که مثلا من داشتم آشغال می ریختم می گفت داری آشغال میریزی ؟میگفتم : نریزم ؟؟میگفت می تونی بریزی ولی بعدش کشتمت! .
دیدگاه
0 جدید
•
•
•
1393/03/8 - 19:54
♥ نگار ♥
در
اعترافای باحال
با چشمانی که این همه خطا می کند
در مورد مردم قضاوت نکنیم!!!!
دیدگاه
0 جدید
•
•
•
1393/03/8 - 16:42
+2
صفحات:
25
26
27
28
29
پست بیشتر
لطفا صبر کنید . . .