اعترافای باحال
دسته:فاقد دسته بندی
86 کاربر

4317 پست

       
اعترافای باحالتونو بزارید تا همه با هم بخونیمشون...لایک یادت نره ها

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

اعترافای باحال

گروه عمومی · فاقد دسته بندی· 86 کاربر · 4317 پست
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من دارم رد میشم
.
.
.
.
.
.
.
.
برید کنار جیگری نشید ^_^
دیدگاه  •   •   •  1393/06/17 - 19:13
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ما یه جفت گودزیلا داریم که 6 سالشونه یه بار داشتن خاله بازی میکردن. منم مثل گاو محو تماشاشون شده بودم که یکیشون به خواهرش برگشت گفت شوهرت کجاست؟ دومی گفت من که شوهرندارم سقط شده !!!
یعنی تا 3 ساعت تو شوک بودم مثل اینکه شوهرش قبل از به دنیا اومدن سقط شده :|
دیدگاه  •   •   •  1393/06/15 - 21:38
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻋﯿﺪ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺭﺩ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﺍﻭﻝ ﭘﺸﻪ ﻣﯿﺎﺩ !
ﺑﻌﺪ ﻣﮕﺲ ﻣﯿﺎﺩ !
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺑﺎﻟﺪﺍﺭﻫﺎ ﻣﯿﺎﺩ !
ﺑﻌﺪ ﺳﻮﺳﮏ ﻣﯿﺎﺩ !
بعد سوسک بالدار میاد !
ﺑﻌﺪ ﻣﺎﺭﻣﻮﻟﮏ ﻣﯿﺎﺩ !
ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯽﺗﺮﺳﻢ ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭﯼ ﭘﯿﺶ ﺑﺮﻩ ﻃﺮﻓﺎﯼ ﻣﺮﺩﺍﺩ ﺍﮊﺩﻫﺎ ﺑﯿﺎﺩ !
دیدگاه  •   •   •  1393/06/14 - 22:38
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تصمیم گرفتم این سری که واسم خواستگار بیاد بهشون بگم:شما اومدید منو بگیرین؟
اونا هم بگن:بله!
.
.
.
.
.
.
.
.
بعد من می دوئم داد میزنم :اگه می تونید منو بگیرید…اگه می تونید منو بگیرید…
بازی میکنیم کلی هم دور هم خوش می گذره !!!! خل هم خودتی !!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/06/14 - 22:26
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختره اومده تو اسباب بازی فروشی دوستم،
برگشته میگه :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
این پلنگ صورتیتون رنگ بندی هم داره ؟

دوستم که عمرشو داد به شما !!

مَنم داغون شدما ! میفهمی ، داغون...!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/06/14 - 22:22
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختر: من حسودیم میشه وقتی که دخترا بهت نگاه میکنن!
پسر: حسودی نکن عزیزم...
دختر: چرا؟
پسر: چون تو چیزی داری که اونا ندارن . . .
دختر: چــــــی؟؟؟؟؟
پسر: قلبم رو . . .

(برگرفته از کتاب تخیلی گاو ها پرواز می کنند خر ها باور می کنند).
دیدگاه  •   •   •  1393/06/14 - 22:15
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بابام با ماشین تصادف کرده
زنگ زده به من فحش میده {-15-}
می گم چی شده ؟ میگه تصادف کردم !
می گم چرا به من فحش می دی؟
میگه : وقتی تصادف کردم داشتم به تو فک می کردم {-15-}
دیدگاه  •   •   •  1393/06/14 - 17:47
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سر امتحان شهری دختره اومد نشست
پشت فرمون
سرهنگه گفت خانوم روشن کن
برو عقب..
.دختره ماشینو روشن کرد
پیاده شد رفت عقب نشست............دیگه کسی سرهنگ و از اون روز ندیده:|
دیدگاه  •   •   •  1393/06/13 - 18:33
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیروز دیدم یه پسر بچه قدش به زنگ ایفون نمیرسه هی داره خودشو میکشونه بالا ، منم مثل یه رابین هود رفتم ، گفتم :میخوای برات زنگ بزنم ، اونم سرشو تکون داد و گفت اوهوم…..

برای اینکه سریعتر در رو براش باز کنن دو سه بار زنگ زدم ،

بعدش با لبخند بهش گفتم : خوب دیگه چیکار کنم برات کوچولو ؟؟

گفت هیچی دیگه فرار کن تا صاحبخونه نیومده …!!!!

تو از اون ور برو من از این ور …..!!!

بچه نیستن بخدا گرازن … ))
دیدگاه  •   •   •  1393/06/13 - 16:59
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختر است دیگر...
بعله از اتاق فرمان اشاره میکنن که پسره است!
فقط شبیه دختره است!
دیدگاه  •   •   •  1393/06/13 - 16:41
+4
صفحات: 4 5 6 7 8 پست بیشتر