تا زمانی که حدود رو رعایت می کنی دوستمی دوستت دارم در غیر این صورت بد عصبی میشم.به ضرر خودته

امتياز پروفايل

[بروز رساني]
+98

آخرين امتاز دهنده:

امتياز براي فعاليت

مشخصات

موارد دیگر
آفلاين مي باشد!
بازديد توسط کاربران سايت » 106912
♥ نگار ♥
23225 پست
زن - متاهل
1371-09-06
حالت من: شاد
ليسانس
خانوم خونه
ايران - تهران
با همسر
فراري
نميکشم
دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شرق
شیمی محض
خانواده ام،همسرم.دوستانم(مجازی و حقیقی)
از این خوشگلا
از اون ماشینا
N_negaram@yahoo.com
9092301202

اينها را ايگنور کرده است

توسط اين کاربران ايگنور شده است

دوستان

(220 کاربر)

آخرین بازدیدکنندگان

گروه ها

(43 گروه)
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 18:52
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

چی بگم والا
زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت... شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود و اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و فنجانی قهوه‌ می‌‌نوشید پیدا کرد … در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد پرسید: چی‌ شده عزیزم که این موقع شب اینجا نشستی؟!
 
شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت:
 
هیچی‌ فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم. یادته ؟!
 
زن که حسابی‌ تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد و گفت:
 
آره یادمه. شوهرش ادامه داد: یادته پدرت که فکر می‌کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد؟!
 
زن در حالی‌ که روی صندلی‌ کنار شوهرش می‌نشست گفت: آره یادمه، انگار دیروز بود! مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد: یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت:
 
یا با دختر من ازدواج می‌کنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان آب خنک بخوری؟!
 
زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و…!
 
مرد نتوانست جلوی گریه‌اش را بگیرد و گفت: اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می‌شدم !!!

دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 18:48
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

یارو دو روزه رفته خارج

عرق رسیدنش هنوز خشک نشده

تو اینترنت یه عکس فرستاده میگه: گرفتیش ؟

میگم :نه! هنوز دانلود نشده

میگه : شِت !!!! اونجا هنوز سرعت اینترنت درست نشده ؟ :|

دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 18:45
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

من با داییم اینا رفتم بیرون

یهو تو ماشین:

دختر داییم: باباجون ضبطتو روشن می کنی؟؟

داییم: نه باباجون محرمه گناهه..

دختر داییم: خب صداشو کم کن

داییم: نه عزیزم نمیشه

دختر داییم: صداشو خیلی خیلی کم کن

داییم: همین که بشنوی گناهه!

دختر داییم: خب هممون قول میدیم گوشامونو بگیریم!!!

ما :-</div>
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 18:38
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نشسته بودم تکیه داده بودم به دیوار لپتاپم هم رو پام بود داشتم باهاش کار می‌کردم یهو قاب کنتور با سرعت افتاد پائین خورد رو شونم ، خیلی‌ دردم گرفت ، به مامانم میگم وای خوب که نیفتاد رو سرم . میگه سرت ۲ تا بخیه میخورد خوب میشد اگه افتاده بود رو لپتاپ چی‌ ؟!!!

روانی همین محبت مادریشم :|
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 18:33
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

امروز یه پیکان دیدم پشتش نوشته بود کلید نکن،پا نمیدم...
با فرض اینکه رانندش یه آدم خعععععععععععععلی شاخ باشه با نوشته کنار اومدم...
همچین که چشم به راننده افتاد فکم چسبید به زمین...
یه پیرمرد بود که شیرین 60 سال داشت...خوش به حالش دل جوونی داشتااااااااااااااااااااااااااااااااااا...
اما خدا وکیلی اهل پا دادن نبود...خیلی تلاش کردم قفلشو باز کنم....
انگار نه انگار

دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 18:31
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ماشینه تا شیشه جمع شده... یه نفر اون بغل افتاده پارچه سفید روش کشیدن... یارو داره رد میشه... میگه مرده؟ پ نه پ تصادف خستش کرده خوابیده!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 18:29
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم... آمپولارو دادم به پرستاره...میگه آمپول بزنم؟ پ نه پ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 18:26
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تا حالا دقت کردین هروقت گرسنه میای خونه، اون شب اتفاقی غذا ندارین . اما یه شب که بیرون غذا می خوری وقتی میای خونه می بینی غذای مورد علاقت رو درست کردن !
۱۰۰۰ بارام پیش اومده
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 18:23
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یارو عکسمو دیده میگه:اااا دماغ خودته این؟ پــــ نه پـــــــ دماغ اجدادمه که بینی به بینی، نسل به نسل منتقل شده الان رسیده به من!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 18:21
+5