تا زمانی که حدود رو رعایت می کنی دوستمی دوستت دارم در غیر این صورت بد عصبی میشم.به ضرر خودته

امتياز پروفايل

[بروز رساني]
+98

آخرين امتاز دهنده:

امتياز براي فعاليت

مشخصات

موارد دیگر
آفلاين مي باشد!
بازديد توسط کاربران سايت » 104569
♥ نگار ♥
23225 پست
زن - متاهل
1371-09-06
حالت من: شاد
ليسانس
خانوم خونه
ايران - تهران
با همسر
فراري
نميکشم
دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شرق
شیمی محض
خانواده ام،همسرم.دوستانم(مجازی و حقیقی)
از این خوشگلا
از اون ماشینا
N_negaram@yahoo.com
9092301202

اينها را ايگنور کرده است

توسط اين کاربران ايگنور شده است

دوستان

(220 کاربر)

آخرین بازدیدکنندگان

گروه ها

(43 گروه)
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥



سفید شد موهایی که برای برگشتنت آراسته بودم…!



دیدگاه  •   •   •  1393/07/4 - 18:07
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یادش بخیر
لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواب
بین ساعات ۷:۰۰ تا ۷:۱۵ وجود داشت
توی هیچ چیزی دیگه وجود نداشت و ندارد و نخواهد داشت
.
.
.
یادش بخیر؛ در به در دنبال یکی میگشتیم کتابامونو جلد کنه !
.
.
.
.
.
.
همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم
تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من می فته
.
.
.
.
.
یادش بخیر یکی از استرس های زمان مدرسه این بود که
زنگ ورزشمون چه روزیه و چه ساعتی ؟!!
افتادن زنگ ورزش اونم دو زنگ آخر پنجشنبه
از انتصاب به عنوان مدیر کل شرکت مایکروسافت هم بالاتر بود
.
.
.
من مدرسه که میرفتم همیشه سر کلاس به این فک میکردم که
اگه پنکه سقفی بیفته کله کیا قطع میشه !
.
.
.
.
وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم
الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم
گوشه کلاس دم سطل آشغال بتراشیم
.
.
.
.
تو مدرسه آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم
درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن
.
.
.
.
.
..
یادتون میاد
اوج احتراممون به یه درس این بود که دفتر صد برگ واسش انتخاب می کردیم !!!!!!!!!!
یادش به خیر.........
1 دیدگاه  •   •   •  1393/07/4 - 11:05
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/07/4 - 10:58
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بعضیا رو پله برقی یجوری ژست میگیرن میان پایین که انگار همین الان پروازشون مستقیم از نیویورک نشسته
والاااا
دیدگاه  •   •   •  1393/07/4 - 10:40
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻋﮑﺲ ﺑﭽﻪ ﮔﯿﺎﻣﻮﻧﻪ ﻫﺎﺍﺍ ... زمانی که کروموزوم بودیم

•~       •~    

   •~   

•~
 •~    •~ 

   •~   

   
•~      ⊙_⊙~~

•~   •~      •~  

•~      •~  •~ 
همه یه شکل بودیم..
اما من با همه فرق داشتم نگا نگا اون وسطم چه جذابم
از اولم چشام سگ داشت...!
دیدگاه  •   •   •  1393/07/3 - 21:24
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥



دوربین موبایل رو در حالت فیلمبرداری گذاشتم تو یخچال٬در رو بستم و پس از سالها بالاخره مطمین شدم که در یخچال رو ببندی لامپش خاموش میشه!!!

آخییییییییییییش!!! ^________^



دیدگاه  •   •   •  1393/07/3 - 21:23
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/07/2 - 15:12
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختر باس یهویی داد بزنه: هـــــــــــوووی مرتیکه؟؟
آقاشم بگه: هـــــــــااا عجـــــــــوووزه؟؟
دختر بگه: دوســــــــــــممم داری؟؟
آقاشونم عربده بکشـه: شـــــــــــک داری؟؟
.
.
.
.
.
.
.
خلاصه دعواشون بشه بزنن همدیگرو بُکشــن از دست هم راحت شن، کصــــافطای لـــوس مسخره :|
دیدگاه  •   •   •  1393/07/2 - 15:06
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
حالا از فردا شروع شد عکساے یهویے:
من و مهسا جون زنگ اول|
نیمرخ من و تخته سیاه
من و کتاب جغرافیم cm چرت بلاکo_O
عجیجم؛عجقم،معلم پرورشیم چند تا لایک داره)
لقمه و من و زنگ تفریح
ببینید مهشید همه پفکما خورد
داداشیا ے چیزی بهش بگید دیگه:
جامدادیم خوجکله؟
منو المیرا سر دستشویی
من و مشق شب و تمام رخ افکارے پوج:|
دیدگاه  •   •   •  1393/07/2 - 15:03
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شما یادتون میاد، تیتراژ شروع برنامه کودک: اون بچه هه که دستشو میذاشت پشتش و ناراحت بود و هی راه میرفت، یه دفعه پرده کنار میرفت و مینوشت برنامه کودک و نوجوان با آهنگ وگ، وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وگ وگ، وگ...
دیدگاه  •   •   •  1393/07/2 - 14:42
+2