تا زمانی که حدود رو رعایت می کنی دوستمی دوستت دارم در غیر این صورت بد عصبی میشم.به ضرر خودته

امتياز پروفايل

[بروز رساني]
+98

آخرين امتاز دهنده:

امتياز براي فعاليت

مشخصات

موارد دیگر
آفلاين مي باشد!
بازديد توسط کاربران سايت » 105059
♥ نگار ♥
23225 پست
زن - متاهل
1371-09-06
حالت من: شاد
ليسانس
خانوم خونه
ايران - تهران
با همسر
فراري
نميکشم
دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شرق
شیمی محض
خانواده ام،همسرم.دوستانم(مجازی و حقیقی)
از این خوشگلا
از اون ماشینا
N_negaram@yahoo.com
9092301202

اينها را ايگنور کرده است

توسط اين کاربران ايگنور شده است

دوستان

(220 کاربر)

آخرین بازدیدکنندگان

گروه ها

(43 گروه)
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
فقط تو ایرانه که مردمش با شعر بسیار غمگین
"باز منو کاشتی رفتی/تنها گذاشتی رفتی/دروغ نگم به جز من/یکی دیگه داشتی رفتی"
بندری می رقصن...!!!!!!!!!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1393/05/24 - 11:42
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/05/24 - 11:41
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی به آسمان نگاه کن... 0_0

..

..

..

..

..

از توپولوف و بوئینگ خبری نیست...؟؟؟

خوب خدارو شکر.... میتونی به کارات برسی.. ^_^
دیدگاه  •   •   •  1393/05/24 - 11:39
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
2 دیدگاه  •   •   •  1393/05/24 - 11:38
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بمــب،مــوشک،زلـزلـه،روح،جــن،شــبــح‼
هیچ کدوم به اندازه ی پنج تماس بی پاسخ از"مــــــامـــــــان" ترسناک نیست
1 دیدگاه  •   •   •  1393/05/24 - 11:37
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عاقااا یا یکی همین الان عاشقم میشه Q ______ Q
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یا میرم بلیط میخرم O_____o o_____O
سوار هواپیما میشم .. :|
دیدگاه  •   •   •  1393/05/24 - 11:35
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم وقتی میبردنمون پارک، میرفتیم مثل مظلوما می چسبیدیم به میله ی کنار تاب، همچین ملتمسانه به اونیکه سوار تاب بود نگاه میکردیم، که دلش بسوزه پیاده شه ما سوار شیم، بعدش که نوبت خودمون میشد، دیگه عمرا پیاده می شدیم
2 دیدگاه  •   •   •  1393/05/24 - 11:34
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم وقتی میبردنمون پارک، میرفتیم مثل مظلوما می چسبیدیم به میله ی کنار تاب، همچین ملتمسانه به اونیکه سوار تاب بود نگاه میکردیم، که دلش بسوزه پیاده شه ما سوار شیم، بعدش که نوبت خودمون میشد، دیگه عمرا پیاده می شدیم
دیدگاه  •   •   •  1393/05/24 - 11:32
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زن : عزیزم دکتر بهم گفت واسه اینکه حالم خوب بشه باید بریم به سفر خارج به یه ساحل آفتابی .

حالا منو کجا میبری ؟

مرد : یه دکتر دیگه
2 دیدگاه  •   •   •  1393/05/24 - 11:30
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
{-2-}مامان بزرگم داشت لباس عوض میکرد بابا بزرگم اومد

یهو مامان بزرگم گفت وای خدا مرگم بده سریع رفت داخل اون یکی اتاق و درو بست :|

الان من موندم بابای من و عموهام رو از پرورشگاهی جایی آوردن ؟؟ !!!!!!!!!! :) ))
2 دیدگاه  •   •   •  1393/05/24 - 11:29
+5