♥ نگار ♥
ًیارو میره تماشای رقص باله،
میگیره میخوابه
ازش میـپرسن:
چطوربود؟
میگه:
خیلی انسان بودن
دیدن من خوابم
همش رو نوك پا راه میرفتن
♥ نگار ♥
اولین و آخرین باری که کادو گرفتم ، ولنتاین پارسال بود
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اونم دوستم میخواست بره دسشویی کادوشو داد دست من خیس نشه !
♥ نگار ♥
نمیدونم چرا وقتی نماز میخونم تصویر عمم میاد جلوی چشمم ...!!!!
انگار خدا داره غیر مستقیم میگه این نماز به درد عمت میخوره ...!!!!
♥ نگار ♥
تو یخچال ما تنها ظرفی كه صادقه ظرف پنیره...
والا...
در قابلمه رو بر میداریم توش خیاره
ظرف حلوا شكری رو باز میكنیم توش پیاز داغه
شیشه مربا رو باز میكنیم توش رب گوجس
بطری نوشابه رو باز میكنی توش عرق نعناس
بد زمونه ای شده به خدا
♥ نگار ♥
به اﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﮕﻮ
.
.
.
.
.
.
.
.
“ﺑﺮﻭ ﺗﻮ اﺗﺎﻕ”
ﻣﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ
♥ نگار ♥
من یه سوالی ذهنمو درگیر کرده با این مضمون که :
.
.
.
.
.
.
با گوشی سامسونگ هم میشه جلو آینه عکس گرفت ؟
یا فقط باید آیفون باشه ؟
♥ نگار ♥
به بعضیام باید گفت تویه جوجه بودی که تو دستای من مرغ شدی
پیش من دون خوردی حالا واسه یکی دیگه تخم میذاری؟؟!!
ولی خب خیالی نی…..
چون طولی نمیکشه که بوی کباب شدنت به مشامم میرسه!!!!
♥ نگار ♥
امروز دوباره عاشق شدم
تکیه دادم به شانه های مردانه ات
موهایم را نوازش می کردی...
مرا که می شناسی
رویا زیاد می بافم
راستـــــی
دلم برای عطر تنت تنگ شده بود
پیراهنت را جا گذاشتی
برای بردن آن هم نمی آیی؟