♥ نگار ♥
تو تاکسی نشستم یه چند دقیقه بعد از اینکه راه افتاد حدودا" داشت با 80 تا میرفت،
دیدم درو خوب نبستم ، درو باز کردم دوباره بستم...
راننده که یه پیرمرد عینکی بود آروم برگشت عقب رو نگاه کرد و با یه لحن باحالی گفت :
کسی پیاده شد؟؟!!!!
دیدم درو خوب نبستم ، درو باز کردم دوباره بستم...
راننده که یه پیرمرد عینکی بود آروم برگشت عقب رو نگاه کرد و با یه لحن باحالی گفت :
کسی پیاده شد؟؟!!!!













