سحر
یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه ،این بود که : "یه برگه از کیفتون بیارید بیرون"
سحر
سه نفر با هم میرن ساعت فروشی ، ساعت میخرن 30000 تومن. یعنی نفری 10000 تومن دادن. صاحب مغازه به شاگردش میگه قیمت ساعت 30000 تومن نبوده 25000 تومن بوده. برو 5000 تومن بهشون برگردون. شاگرد مغازه از این 5000 تومن 2000 تومنشو واسه ی خودش برمیداره .
3000تومن دیگرو میده به اون سه نفر.
(نفری 1000 تومن). پس با برگشت 1000 تومن نفری، اونها هركدوم 9000 تومن دادند.
حالا سوال اینجاست اگه 9×3= 27
دو تومنم كه شاگرد مغازه برداشته ، میشه 29 تومن پس اون 1000 تومنه كجاست؟
طراح سوال : پروفسور حسابی
سحر
یادش بخیر ، چه دورانی بود ...
سحر
و من آموختم که:
خواستن همیشه توانستن نیست...
گاهی خواستن داغ بزرگی است، که تا ابد بر دلت می ماند...
سحر
حکایت ایرانی ها هنگام بروز اتفاقی وحشتناک
سحر
مردي ؟؟
هر چقدر مغرور!
هرچقدر صادق!
هر چقدر ساده!
هرچقدر جذاب!
هر چقدر مکار!
درست...
اما گاهی برای داشتن یک یار همراه همدم خوب باید زانو بزنی وابراز عشق کنی
سحر
دلم ميخواد تا زانو برم تو حلق اينجور آدمــا !!
ajijam tekrari bod bazam misi
1390/12/5 - 21:03 ( لايک توسط 1 کاربر )شرمنده
1390/12/5 - 21:07fadat
1390/12/5 - 21:07