کاربران
کاربران
پست ها
گروه ها
پروژه
یکی بود ... یکی نبود
دسته:گوناگون
57 کاربر
2820 پست
کاربران
تایید
شاعر از کوچه ی مهتاب گذشت،
لیک شعری نسرود،
نه که معشوقه نداشت،نه که سرگشته نبود،
مدتی بود دگر کوچه ی مهتاب خیابان شده بود
امتیاز به گروه
[بروز رساني]
شما یک بار امتیاز دادید ... مجاز نیستید
امتاز دهید
آخرين امتاز دهنده:
کاربران گروه
نمایش همه
مدیران گروه
یکی بود ... یکی نبود
گروه عمومی · گوناگون· 57 کاربر · 2820 پست
ارسال ها
کاربران
ارسالهای یکی بود ... یکی نبود
همهی پستها
همهی پستها
لینکها
تصویرها
ویدئو ها
فایلها
نمایش:
be to che???!!
در
یکی بود ... یکی نبود
پر سودترين معامله اي كه ما دهه شصتيها انجام داديم
تعويض نون خشكه با جوجه رنگي بود...
دیدگاه
0 جدید
•
•
•
1392/05/21 - 14:02
+4
be to che???!!
در
یکی بود ... یکی نبود
كارم از يكي بود و يكي نبود گذشت،من در اوج قصه گم شده ام….!
...اين روزها بُرد با كسي ست كه بي رحم باشداز دلتــــ كه مايه بگذاري ســوخـــــته اي . . ....
دیدگاه
0 جدید
•
•
•
1392/05/21 - 14:00
+5
be to che???!!
در
یکی بود ... یکی نبود
دیدگاه
0 جدید
•
•
•
1392/05/21 - 13:57
+4
be to che???!!
در
یکی بود ... یکی نبود
دیدگاه
0 جدید
•
•
•
1392/05/21 - 13:56
+4
be to che???!!
در
یکی بود ... یکی نبود
دیدگاه
0 جدید
•
•
•
1392/05/21 - 13:54
+5
be to che???!!
در
یکی بود ... یکی نبود
منم هرزه گوي هميشگي يادت هست ؟؟؟؟؟
منم تا هميشه خيره به جاي پاي رفتنت يادت هست؟؟؟؟
منم كولي ِ سرگردان كوچه هاي انتظار .... مجنونِ در بدر ِ خاطره ها !
منم مهمان هر شب ِ اندوهيادت هست؟؟؟؟ .........!
عاشق يك خيال محض ... فرهاد ِ كوه هاي بيستون..!!
دورم از تو در شهري دور فصلي دور زماني دورتر !!
دورم از تو كه اين روزها اين زمان اين لحظه ها را نمي بيني !
شرم اولين بوسه مان در ديدار، يادت هست ؟
گم شدنمان در كوچه باغ آرزوها ،يادت هست ؟
ما شده بوديم من و تو كه محال بوديم ، يادت هست؟
روز تلخ رفتنت يادت هست ؟ دستانت در دستان ِ مرد ِ غريبه يادت هست ؟
اشكهايم لحظه آخر ، يادت هست ؟
از آن روزها بسيار گذشته است...
و همه ي اينها را در نبود ـ تو به امروز رساندم .......
چه شبهايي كه بايد گرمي دست تو مي بود تا از چشمان ِ خيسم زلال اشك مي زدود و نبود !!
چه لحظه هايي كه با رقص محزون دانه هاي باران به شب ِ اندوه مي رسيد و تو نبودي تا ببيني!!
چه پريشان حالي ها كنج اين اتاق ِخالي سر به زانو بودم و عطر حضور تو نبود تا به حال آوردم !!...
نه نبودي تو ...نبودي ....
سر به ديوار ِ بي كسي ها مي كوبيدم و نامت را فرياد كه آهاي زيباي خاطره ها بيقرارم بيقرار!!
پنجره ام رو به باغ ِ خيالِ تو است و من خيس ِ باران در خيابان هاي بدون تو !
شهر ِ بدون تو
و تو جايي دورتر دست در آغوش كسي تازه ، هوس را آه ميكشي
گوارايت باد .........
تا بوده همين بوده ، هميشه براي تويي كه نبوده اي قصيده ي حسرت مي گفتم و به شب مي رسيدم
به سكوت گنگِ خانه و خفگي بغض ِ كنار ِ پنجره ....
و تو كه همچنان دوري از اين شب زده ي بي در و پيكر ....
شايد اين بار بتوانم در نقطه اي كور، ياد تو و خاطرات ِ ترا به آغوش فراموشي بسپارم ..
شايد اين بار بتوانم!!!!!!!
شايد!!!!!!!!.........
دیدگاه
0 جدید
•
•
•
1392/05/21 - 13:52
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
در
یکی بود ... یکی نبود
2 دیدگاه
0 جدید
•
•
•
1392/05/21 - 12:06
+7
دیدگاه
♥ نگار ♥
1392/05/21 - 12:09
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
1392/05/21 - 12:14
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
در
یکی بود ... یکی نبود
دیدگاه
0 جدید
•
•
•
1392/05/21 - 12:04
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
در
یکی بود ... یکی نبود
دیدگاه
0 جدید
•
•
•
1392/05/21 - 12:02
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
در
یکی بود ... یکی نبود
دیدگاه
0 جدید
•
•
•
1392/05/21 - 12:01
+6
صفحات:
126
127
128
129
130
پست بیشتر
لطفا صبر کنید . . .