یکی بود ... یکی نبود
دسته:گوناگون
57 کاربر

2820 پست

       
شاعر از کوچه ی مهتاب گذشت،
لیک شعری نسرود،
نه که معشوقه نداشت،نه که سرگشته نبود،
مدتی بود دگر کوچه ی مهتاب خیابان شده بود

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

یکی بود ... یکی نبود

گروه عمومی · گوناگون· 57 کاربر · 2820 پست
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 23:39
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 23:35
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 23:32
+4
saqar
saqar
شب که میشود...
نبودن هایت را زیر بالشتم میگذارم و شجاعتم را زیر سوال میبرم...
دوام می آورم تا فردا؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 17:49
+7
saqar
saqar
رفتم تو حیاط نشستم یه گربه اومده زل زده تو چشام, کم مونده بهم بگه اییششش کی گفت بیای
اینجا بآور کنین ازش خجالت کشیدم, یاد بچگیم افتادم که بی دعوت میرفتم عروسی.. گربه کصصصافط!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 17:45
+6
saqar
saqar
به بعضیا هم باید بگی:
یه خورده راست بگو ببینم بلدى!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 17:42
+8
saqar
saqar
از اینکه، من، و تو، ما نمیشویم، کمی خوشحال و کمی غمگینم!
خوشحالم چون اگر ما میشدیم ولی دلهایمان یکی نمیشود نمی‌دانستم چه کنم!
اما غمگینم،
زیرا همیشه احتمال یکی شدن دلهایمان مانند نمکیست بر روی زخمهایم!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 17:38
+8
saqar
saqar
درد دارد کسی تنهایت بگذارد که به جرم با او بودن همه تنهایت گذاشتن
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 17:35
+8
saqar
saqar
گفت :قول بده
گفتم چه قولی؟
گفت :که هر وقت یاد من افتادی بخندی.
رفت....
همه فکر کردن انقدرا هم دوسش نداشتم...
که فقط خندیدم...
که همش خندیدم...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 17:31
+8
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند
آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند
آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 15:12
+5