کافه تنهایی
دسته:شعر و ادبیات
53 کاربر

3174 پست

       
اشعار خودم و دیگران
سخنان بزرگان
جملات عاشقانه
حرفهای دلتنگی
سخنان فلاسفه
------------------
پسندیدم یادت نره

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

کافه تنهایی

گروه عمومی · شعر و ادبیات· 53 کاربر · 3174 پست
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞حرف ها را می ریزم در ساک و

ساکت از کنار تو می گذرم۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞

۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞می گذارم چشم ام

لوح باستانی آن اندوهی باشد۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞

۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞که راز خلقت اجدادت را در آن می خوانی

ساک ات را کنار پلک ام بگذار۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞

۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞بردار ، ساکی پر از حرف ...

تا بگذری از کناره ها۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞

۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞با من .
دیدگاه  •   •   •  1392/07/16 - 19:33
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
خدای من ...
باز هم "فروید" باید تحلیلم کند...
و من
در خنده های تو تحلیل می شوم
تارم را...
گیتارم را....
بر می دارم
زخم/ه می زنم...
خون می گریم
و تو می خندی...
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/16 - 19:31
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
امروز اومده بود دیدنم

با یه نگاه مهربون

همون نگاهی که سالها آرزوشو داشتمو ازم دریغ میکرد

گریه کرد و گفت دلش واسم تنگ شده

وقتی رفت سنگ قبرم از اشکاش خیس شده بود
دیدگاه  •   •   •  1392/07/16 - 16:58
+3
roya
roya
از وقتی تو رفتی، آینده هیچ وقت نیامد که هیچ
گذشته هم هیچ وقت نگذشت . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/07/16 - 13:31
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چهار فصل که حرفه …
فصل پنجمی هست به نام تـــــــــو ، به هوای تـــــــــو …
دیدگاه  •   •   •  1392/07/16 - 12:01
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دست هایم خالی اند...

جای خالی دست تو را هیچ کس برایم پر نمی کند...

راست می گفت شاملو:"دست خالی را باید بر سر کوبید "
دیدگاه  •   •   •  1392/07/15 - 21:44
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/15 - 21:35
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دنیا کوچک تر از آن است،

که گم شده ای را در آن یافته باشی.


هیچ کس اینجا گم نمی شود!


آدمها به همان خونسردی که آمده اند ،


چمدانشان را می بندند و ناپدید می شوند.

یکی در مه،


یکی در غبار،


یکی در باران،


یکی در باد،


و بی رحم ترینشان در برف.


آنچه بر جای می ماند،


ردپایی است،


و خاطره ای که هر از گاهی،


پس می زند مثل نسیم


پرده های اتاقت را .
دیدگاه  •   •   •  1392/07/15 - 21:32
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/15 - 21:28
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/15 - 21:14
+3