gamer
تو دنيا سه تا فرشته هست : اولي داره به يتيما غذا ميده دومي داره به مردم کمک ميکنه سومي که من خيلي دوسش دارم داره اين اف رو ميخونه
gamer
الهی من فدای تو / چه کار کنم برایه تو
اگه تو این بیابونا / خاری بره به پایه تو
gamer
دل بستن مثل یک قصه است با یکی بود شروع میشه و با یکی نبود تمام میشه
gamer
یه اصفهانیه به باباش میگه : بابا چرا ما مثل بقیه با کشتی سفر نمیکنیم ؟ بابا میگه : خفه شو شناتو بکن !
gamer
غضنفر داشت با یه خره شطرنج بازی میکرد یکی دیگه رد میشه میگه عجب خر باهوشی غضنفر میگه زیاد هم باهوش نیست یک یک مساوی هستیم
gamer
یه روز یه مجلس عزا داری بوده بین ترک ها و لر ها شیخ می گه : برقها رو خاموش کنید می خوام ببرمتون کربلا وقتی برقها می یاد می بینن لر ها چمدون به دستن می پرسن پس [!]ا کجان؟ می گن اونا تو ترمینال منتظرن
gamer
گاهی خوردن لگدی از پشت ! برداشتن گامی به جلو است . . .
gamer
ساعتها را بگذارید بخوابند . بیهوده زیستن را نیازی به شمردن نیست
gamer
من صفرم، تو دویی با تو بیستم، بی تو نیستم
gamer
غم جدا شدن از تو در دل نحیفم زخمها بوجود آورد.
آه، نمیدانم با این زخمها چه کنم...