Tehran Shargh Bax
دسته:فیلم و سینما
115 کاربر

469 پست

       
عضویت دانشجویان قیامدشت

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

Tehran Shargh Bax

گروه عمومی · فیلم و سینما· 115 کاربر · 469 پست
zahra
zahra
4 جمله که حوا نمی تونسته به آدم بگه:
۱- آدمت می کنم
۲- از شوهر مردم یادبگیر
۳- من قبل تو ۱00 تا خواستگار داشتم
۴- میرم خونه مامانم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 13:06
+4
mina_z
mina_z
کشف جدید دانشمندان لر: وقتی فیل بین انسان و خورشید قرار میگیره بطوری که سایه ی فیل روی انسان بیافته بهش میگن فیلسوف.!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 01:19
+8
mina_z
mina_z
لره نامزدشو تهرانیشو خونه. اعضای خانوادش رو معرفی میکنه میگه: یو دامه یو بوم یو ددوم... دختره میگه گیجم کردی.!! لره شاکی میشه میگه:هووو گی جم نکردم اینا فامیلامن.!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 01:17
+8
mina_z
mina_z
دقت کردین تبلیغای ایرانسل چقدر بی معنی و بی ربط و مسخره اند...به عنوان مثال...
-سلام من تو راهم اما فکر نکنم به موقع برسم...
-اشکال نداره با شارژ شگفت انگیز زودتر هم میرسی...
...
یا...
... -عجله کن الان نوبت پرواز ماست...وسایلو آماده کردی؟
-بله قربان جای نگرانی نیست.
-راستی سیم کارت چی؟سیم کارتهارو آوردی؟
-بله قربان با سیم کارت دو قلوی ایرانسل لازم نیست نگران باشید...
ایرانسل لیگ برتر"جام خلیج فارس"
""""آخه مسلمون مگه گوشی رو تو هواپیما رو حالت air plan نمیذاری؟""""
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 00:43
+8
mina_z
mina_z
تركه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بندة من، حالا ديگه بدبخت شدي!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 21:02
+7
mina_z
mina_z
چرا با جوراب خوابيدي؟ آخه اينطوري راحت‌تر مي‌خوابم! واسه چي؟ واسه اينكه ديشب با كفش خوابيدم، خوابم نبرد!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 16:36
+5
mina_z
mina_z
دو ديوانه با هم گفتگو مي‌كردند. اولي: اگر گفتي فرق كلاغ چيه؟ دومي: خوب معلومه! اين بالش از اون بالش مساوي‌تره!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 15:17
+7
mina_z
mina_z
مردي در خانه‌اي مي‌رود و از پسر صاحبخانه طلب آب مي‌كند. پسر كاسه‌اي پر از آب آورده، به دست مرد مي‌دهد. ناگهان كاسه از دست مرد مي‌افتد و مي‌شكند. مرد خجل و شرمنده شروع به عذرخواهي مي‌كند. پسرك هم براي اينكه دل او را به دست آورد مي‌گويد: عيب نداره، به بابام مي‌گم يه كاسه ديگه واسه سگمون بخره!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 13:45
+3