امتياز پروفايل

[بروز رساني]
+24

آخرين امتاز دهنده:

امتياز براي فعاليت

مشخصات

موارد دیگر
آفلاين مي باشد!
بازديد توسط کاربران سايت » 22713
korosh
142 پست
مرد - مجرد
1370-10-26
حالت من: ورزشکار
فوق ديپلم
اسلام
ايران - تهران
با خانواده
معاف
نميکشم
دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شرق

دوستان

(53 کاربر)

آخرین بازدیدکنندگان

گروه ها

(19 گروه)

برچسب ‌های کاربردی

korosh
korosh
2 دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 12:28
+3
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 12:24
+2
-1
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 12:21
+3
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 12:18
+4
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 12:11
+3
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 12:04
+1
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 12:02
+1
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 12:00
+1
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 11:57
+2
korosh
korosh

جواني با چاقو وارد مسجد شد و گفت :

بين شما كسي هست كه مسلمان باشد ؟

همه با ترس و تعجب به هم نگاه كردند و سكوت در مسجد حكمفرما شد ، بالاخره پيرمردي با ريش سفيد از جا برخواست و گفت :

آري من مسلمانم.

جوان به پيرمرد نگاهي كرد و گفت با من بيا ،


پيرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمي از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پيرمرد گفت كه ميخواهد تمام آنها را قرباني كند و بين فقرا پخش كند و به كمك احتياج دارد .


پيرمرد و جوان مشغول قرباني كردن گوسفندان شدند و پس از مدتي پيرمرد خسته شد و به جوان گفت كه به مسجد بازگردد و شخص ديگري را براي كمك با خود بياورد.

جوان با چاقوي خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسيد :

آيا مسلمان ديگري در بين شما هست ؟

افراد حاضر در مسجد كه گمان كردند جوان پيرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پيش نماز مسجد دوختند .


پيش نماز رو به جمعيت كرد و گفت :

چرا نگاه ميكنيد ، به عيسي مسيح قسم كه با چند ركعت نماز خواندن كسي مسلمان نميشود ...

دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 11:54
+2
صفحات: 4 5 6 7 8 پست بیشتر