یافتن پست: #نکرد

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در ٤ سالگى … موفقیت یعنی: کثیف نکردن شلوار
در ٦ سالگى … موفقیت یعنی: پیدا کردن راه خانه از مدرسه
در ١٢ سالگى … موفقیت یعنی: داشتنِ دوست
در ١٨ سالگى … موفقیت یعنی: گرفتن گواهى نامه رانندگى
در ٣٥ سالگى … موفقیت یعنی: پول داشتن
در ٤٥ سالگى … موفقیت یعنی: پول داشتن
در ٥٥ سالگى … موفقیت یعنی: پول داشتن
در ٦٥ سالگى … موفقیت یعنی: تمدید گواهى نامه رانندگى
در ٧٠ سالگى … موفقیت یعنی: داشتنِ دوست
در ٧٥ سالگى … موفقیت یعنی: پیدا کردن راه خانه
در ٨٠ سالگى … موفقیت یعنی: کثیف نکردن شلوار

حالا به نظرتون زمین گرده !! یا زمان ؟؟
دیدگاه  •   •   •  1394/12/9 - 15:47
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خیلی جالبین واقعا
تعداد مدیران سایت از تعداد بازدید کنندهای بیشتره هر روز
یعنی مدیر شدین فقط که مدیر باشینا ی وقت ی سر نیایین بزنین خدایی نکرده{-33-}
1 دیدگاه  •   •   •  1394/11/27 - 12:07
+2
نسیم(✿◠‿◠)
نسیم(✿◠‿◠)
9 دیدگاه  •   •   •  1394/11/12 - 17:03
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1394/11/10 - 19:44
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بنظرت چرا دانشمندان هنوز هیچ جایگزینی برای
.
.
.
.
.
.
.
.
جوراب مشکی زنانه برای کنترل پاشش آب حمام پیدا نکرده اند؟!؟!؟!
کم کاری نمیکنن عایا؟!؟!؟
دیدگاه  •   •   •  1394/11/9 - 16:29
+3
مرتضی
مرتضی
1 دیدگاه  •   •   •  1394/11/5 - 18:17
+1
نسیم(✿◠‿◠)
نسیم(✿◠‿◠)
اخی چه زود پیر شدیم
33 دیدگاه  •   •   •  1394/11/5 - 16:39
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی از سرگرمی هام اینه که هر وقت دارم با ماشین از خیابان رد میشم
برا تمام مردم بوق میزنم ودست تکون می دم.
طرف 2ساعت میره توفکر که این کی بود !؟
13 دیدگاه  •   •   •  1394/11/1 - 18:01
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
روزی شخصی بر وال شیخ ، فحش مادر نهادندی ..!
شیخ برجستی و لایک نمودندی ..!
از این رو مریدان بر شیخ بخروشیدندی که :
یا شیخ ...مشارالیه فی الحال تو را به فحش کشیدندی
و به درجات عالیات منسوب کردندی
... ... و تو لایک هم از وی دریغ نکردندی! حکمت چیست؟!
شیخ گفت :
شات آپ اجمعین ...!
این شخص را می ندانید چه دافی است !
لایک که سهل بود خویش را برایش دریدندی ..!!
شاگردان نعره ها بزدندی و خشتک خود دریدندی و
شیون کنان از مکتب شیخ انصراف بدادندی و
در قلمچی ثبت نام نمودندی ..:D
دیدگاه  •   •   •  1394/09/8 - 10:52
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هی شدم تو یه اتاق حبس
ساعت یک و یازده صبح
شانس در دلو باز کرد
جاری شدم چون نشونه میبینم
اگه اینم دروغ باشه که په من یه حیوونه فریکم
توقع دارم که توقع ساختیم توقع رفت همشو باختیم , باختیم
از کجا شروع شد صحبت عشقیمون
خدا کجاستو معلمت کی بود
چطور زهر شده مسکنه دیروز
عذابه وجدان یا مطئنه بی روح
امیدوارم به امیدواری
دله شکست کی الان حقه
نمیخوام نمیخوام نمیخوام
این استرس همین جنگو قطع شه
حسم به تو تعریف نشدنی
حست به من چی چند تا خطه
به خودم شک کردم نکنه از خودت مطمئنی
تغییری یا تخریبی که صدم به صدمه کشنده ای
عاشقی نکردم از رو مجبوری نبود دستوری
دستو دلم چونکه دو دره نیست
آخر تجربه منو به بن بست کشید
اما عاشقت بودم که تظاهر کردم
عاشقتم من میگم چی بنویسه قضا و قدر راجب من
مرز حماقتو عشق مرز تباه شدن و پا گرفتن
کی میشه مثه کی کم آوردم نه تازه بهتر
میشد وایستاد بحث کرد
ولی درو کوبید بستش
پشت درو قفل کرد بعد
صدا زیاد موزیک پخشه
نمیدونه چی میخواد ازم خودشم دیوونست
چند ساله نمیدونم کی بودم ولی این رابطه بیهودست
حرفامو زودتر میگم دوستیا رووش منفین
خنده ها پوزخند میشن مثه شبو روز فرق میکردن
همه حرفامو خوب بد میفهمه ته صدات توش تردیدست
من فقط دنباله یه رابطم که هر جور باشه توش تضمینم
خوب بودش
دیدگاه  •   •   •  1394/08/16 - 20:09
+2
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 پست بیشتر

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ